تبليغاتX
ایران آزاد

شنبه پانزدهم تیر 1387

سه یادداشت از مهندس عباس امیرانتظام

یادداشت عباس امیرانتظام بر کتاب «ناگفته هایی از انقلاب»

سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷

 

یادداشت عباس امیرانتظام بر کتاب ناگفته هایی از انقلابحوادث سال 1357 ایران، آثار و نتایجی را برای دوران حاضر به جای گذاشته است که بیان گوشه ایی از آن با هدف روشن کردن زوایای تاریک این وقایع می تواند در آینده،کمکی به مورخان این دوره از تاریخ ایران باشد.

محتوی کتاب «ناگفته هایی از انقلاب» که توسط یکی از دوستان عزیز من آقای روزبه میرابراهیمی گردآوری و تدوین گردیده است،ادعایی است بر تلاش جهت بیان حقایق و روشن کردن چندی از واثعیت های نانوشته و ناگفته در این مقطع از تاریخ معاصر کشورمان.

امیدوارم خداوند در آینده ای نه چندان دور فرصتی برای تکمیل مابقی این اطلاعات تاریخی برایم فراهم سازد.

از سال 1357 تا به امروز 28 سال سپری گردیده است و متاسفانه آن دسته از هموطنان عزیزی که در این فاصله پا به عرصه وجود نهاده و رشد یافته اند با میزان قابل توجهی از مطالب گمراه کننده،اغراق آمیز و نادرست روبرو بوده اند. این امر سبب سردرگمی و ناآگاهی از اطلاعات صحیح در جهت روشن شدن صحت و سقم این مطالب گردیده است. طی این دوران نوشته ها،اظهارنظرها و تحلیل های سیاسی آن قدر متنوع و زیاد بوده که رسیدن به حقیقت را کاری بس دشوار نموده است.

امیدوارم محتوی این کتاب پرده ها را تاحد ممکن کنار زده و در راستای پاسخ به سوالات این نسل تشنه و جوینده حقیقت،یاری نماید.

با آرزوی رسیدن به آزادی، بر مبنای آگاهی واقعی از آنچه بر ما گذشته است. انشا الله…

عباس امیرانتظام

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

اطلاعیه

سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷
ایرانی آزاده
 
بزرگترین افتخار من در زندگی ایرانی بودنم می باشد. من به این عشق بزرگ می بالم و در آن اوج می گیرم و چه خوشبخت و فیروزم که برای اعتلای نام ایران و دفاع از شرف ایرانی قادر به پرداخت هزینه می باشم.
 
عشق من به ذره، ذره خاک ایران از عشق به تک تک هموطنانم جدا نیست. از رهگذر این عشق لایزال پیوند عاطفی و ناگسستنی من با تمامی ایرانی ها فارغ از گرایشات سیاسی، تعلقات دینی، باورها و جهان بینی، عادات و رسوم اجتماعی، شغل و جایگاه اجتماعی برقرار شده و من با همه کوشندگان راه آزادی و توسعه ایران همراه و همرزم هستم.
 
هر چند که با هیچ یک از احزاب و گروه ها و جریانات سیاسی رابطه تشکیلاتی و سازمانی نداشته و در هر جایی از این کره ی خاکی که برای آزادی ایران و رفاه و سربلندی ایرانی گامی برداشته می شود من سرشار از امید و شادابی می گردم. و مسوولانه حاضر به مشارکت و پرداخت هزینه می باشم. ولی به لحاظ تجربه و علایق شخصی و با درک مسوولیت و وظایف ملی خود حتی به صورت افتخاری و عالیه در فهرست هیچ حزب، گروه، سازمان، دسته و یا جبهه ای قرار ندارم، چرا که بر این باور هستم که تعلق خاطر به یک حزب یا جریان سیاسی خاص بر پیوندهای عاطفی و معنوی من با تک تک مردم ایران تاثیر مثبت نمی گذارد.
 
از ایران، متذکر می گردم که درج نام من در پای هر اعلامیه و بیانیه سیاسی که در مسیر این خواسته قرار نداشته باشد متاسفانه بی توجهی به علایق و عواطف من می باشد از اینرو اینجانب مسوولیت هیچ بیانیه و اعلامیه ای را که متن امضا شده آن در سایت شخصی من به آدرس http://www.iran-amirentezam.com قرارنگیرد به عهده نمی گیرم.
 
عباس امیرانتظام   
تهران         
11 تیر 1387     

 

سپاس هموطن سپاس

سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷

سپاس هموطن سپاس

حضور و اقامت طولانی در زندانهای جمهوری اسلامی، آماده نگاه داشتن کیف زندان حتی در اتاق عمل، راه رفتن با برگه مرخصی استعلاجی، نفس کشیدن زیر نگاه (ذره بین) زندانبانان، جسم و جان مرا سخت می آزارد.

اگر نبود عشق به ایران و ایرانی، تحمل این وضعیت بی معنی بود. اما لبریز شدن از عشق و احترام هموطنان جوهر حیات را چنان پر طراوت و شاداب می کند که من خود را آزادترین فرد جهان می بینم و این چنین است که در ورای زخم ها و دردها می مانم و می ایستم.

طی ماه های گذشته چندین بار در آستانه عمل حساس و بزرگ قلب قرار گرفتم و هر بار به دلایل پزشکی عمل به فرصت دیگری موکول شد. تا اینکه در هفته گذشته استفاده از دارو به جای عمل توصیه گردید.

بهانه اصلی انتشار این نامه قدردانی و سپاسگزاری از همه کسانی است که طی این مدت با پیامهای صمیمی و زندگی بخش خود مرا قرین لطف و محبت قرار داده و زندگیم را سرشار از جوانه ها و شکوفه های حیات و شادابی نمودند.

من در مقابل عظمت این ملت بزرگ هیچ کلامی برای بیان پرمایه ترین و زیباترین احساس خود ندارم. جز اینکه با خورشید این عشق، خرامان و پای کوبان از میان یلدای زندان بگذرم، با این امید که در سپیده دم آزادی در میان اشک شوق پیروزی رها شوم.

هموطنی که تا دیروز با هیاهوی « مرگ و اعدام گردد» همراه بود، با کنار رفتن سایه ها برایم آرزوی تندرستی و شادابی می کند و این سعادت بزرگی است. کسانی که در روزمره گی سیاسی دیروز به فاصله گرفتن از من افتخار می کردند، امروز در حلقه دوستان خوب من قرار گرفته اند و این اوج زیبایی است که من قادر به تصویر رنگ و روح آن نیستم.

من عاشق ایرانم و برای سرافرازی و شادابی فرزندان ایران، پرداخت هیچ هزینه ای را گزاف نمی دانم.

من خدمتگذار هر ایرانی آزاده و شرافتمندی هستم که با تمام وجودش برای سربلندی و سرافرازی ایران می کوشد.

با همدلی و همفکری امروز می توان و باید فردا را ساخت. گرفتار شدن و دست و پا زدن در حرف و حدیث های کهنه ما را به فردای روشن و شاداب نمی رساند. نسل امروز با تمام توان برای ساختن فردا باید تلاش نماید. و آنگاه در فضای آرام و بی التهاب به داوری عملکرد پدران خود در مدیریت و هدایت ایران بپردازد. فقط در ایران آزاد و دموکراتیک می توان از داوری شتاب زده نسبت به دیروز جلوگیری نموده و با مهربانی و گذشت نسل جدید، بر زخم های کهنه مرحم گذاشت و دعواهای گذشته را در مسیر صواب و صلاح فیصله داد.

من در ورای گرد و غبار و هیاهو و جنجال های سیاسی دیروز از اینکه امروز مورد توجه و علاقه ی نسل جدید و تک تک هموطنانم از چهار گوشه جهان و ایران قرار گرفتم به خود می بالم. من در این بارگاه پر بار عشق، هیچ برگی از گذشته همراه ندارم. من در همراهی با نسل فردا ضرورت ها و الزامات امروز را می بینم و مسوولیت خود را در پیوند امروز با فردا بسیار سنگین و جدی می دانم.

همه شما عزیزانم را که برایم آرزوی تندرستی نموده اید صمیمانه در آغوش می گیرم و در اشتیاق دیدارتان لحظه شماری می کنم.

عباس امیرانتظام
تهران    
 10 تیر 1387
  

امیرانتظام سفیر ایران در سوئد - 1358امیرانتظام سفیر ایران در سوئد - 1358

عکسهایی از مهندس عباس امیرانتظام در دولت موقت و سفارت ایران در سوییس در وب سایت رسمی ایشان :

http://iran-amirentezam.com/photo

سپاس از اسطوره مقاومت ایران جهت اجازه انتشار

ایران آزاد 

نوشته شده توسط خادم وطن در 9:9 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

میزگرد جبهه ملی ایران/رسیدن به مردمسالاری راهکارها و نقش احزاب

در راستای پیدا کردن راهکارها و " فصل مشترک "برای نیروهای ملی برای استقرار حقوق بشر و دمکراسی در ایران ٬جبهه ملی ایران در تلاش است که هر ماه میز گردی را با فعالان و صاحب نظرا ن سیاسی از ایران و خارج از کشور درباره موضوعات مختلف با محور همبستگی ملی برگزار کند. در سمینار این ماه مهندس آرش رحمانی مسئول سازمان جوانان جبهه ملی ایرا ن از تهران ٬ دکتر حسین لاجوردی رئیس انجمن پزوهشگران ایران از فرانسه٬رضا عزیزی نژاد عضو جبهه ملی ایران از آلمان و بیژن مهر مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران در خارج از کشور از آمریکا شرکت دارند و به سئولاتی در مورد رسیدن به مردمسالاری , راهکار ها و نقش احزاب پاسخ میدهند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خادم وطن در 8:42 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم تیر 1387

 

اکبر فهیمی عضو سازمان جوانان جبهه ملی ایران که از تاریخ ۲۴ خرداد ماه در پارک ملت تهران بازداشت شد همچنان در زندان اوین بسر می برند .

ظاهرا در آن تاریخ به دعوت یکی از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور تجمعی در پارک ملت برگزار گردید که به بهانه آن نیروهای امنیتی برای ایجاد رعب و وحشت بین مردم حتی رهگذران را بازداشت میکردند .

اکبر فهیمی عضو سازمان جوانان جبهه ملی ایران نیز که در آن زمان در پارک ملت حضور داشتند توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و تا کنون خبر دقیقی از وضعیت ایشان بدست نیامده است .

نوشته شده توسط خادم وطن در 9:45 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم تیر 1387

درباره آذربایجان و آران و زبان آذربایجانی

درباره آذربایجان و آران و زبان آذربایجانی

نصرت‌الله جهانشاهلو

گزینش نام آذربایجان به جای آران

درباره آذربایجان و آران و زبان آذربایجانی نوشته‌ای روانه‌ خدمت كردم كه شاید به كار آید. در این باره بسیار می‌توان گفت و نوشت و اما آن چه من از آقای دكتر قاسم‌زاده وزیر خارجه دولت مساوات، ‌خود شنیده‌ام سندی بسیار آموزنده است.

هنگامی كه در سال 1311 خ. دانش‌آموز سال پنجم دبیرستان شرف بودم آقای دكتر قاسم‌زاده دبیر زبان فرانسه ما بود ( دو سال پس از آن او استاد دانشكده حقوق تهران و مشاور مسایل بین‌المللی وزارت خارجه ایـران شد). من كه درباره كشتار دسته جمعی خانواده رمانوف و انقلاب 1918 م. روسیه و برپایی دولت مستقل مساواتی در باكو و دیگر بخش‌های قفقاز از پدرم بسیار شنیده بودم و می‌دانستم آقای دكتر قاسم زاده در دولت مستعجل مساواتی‌ها وزیر خارجه بود، روزی در فاصله دو درس سود جس
تم و از ایشان اجازه پرسش خواستم. او نخست گمان كرد درباره زبان فرانسه است. اما همین كه من به آذربایجانی آغاز سخن كردم، خندان شد و گفت: پس شما آذربایجانی هستید؟ گفتم: بلی. گفت: چه پرسش دارید؟ گفتم: خواهش می‌كنم اگر چه كوتاه درباره تشكیل حزب مساوات و دولت آن بفرمایید. او گفت: پس از انقلاب 1918 م. هنگامی كه لنین سر رشته كار را در دست گرفت و حزب بلشویك اعلان آزادی مردم زیر یوغ تزاری را داد. ما در باكو، حزب ملی مساوات را برپا داشتیم و دولتی هم به همین نام تشكیل دادیم كه من وزیر خارجه آن شدم. چون گمان كردیم اگر به ایـران كه وطن گذشته‌مان بود ملحق شویم، می‌توانیم از شر روس‌ها رهایی یابیم، به مقامات ایرانی مراجعه كردیم و درخواست كردیم كه ما مردم آران را از نو به وطنمان بپذیرد. بدبختانه نه این كه از سوی آنان اقدامی نشد، پاسخی هم به ما ندادند.

از این رو حزب مساوات به حزب جوانان ترك مراجعه كرد كه آن هم سودی نداد. ما در این زمان نام سرزمین خود را آذربایجان نهادیم و گمان می‌كردیم به این دستاویز می‌توانیم خود را ایرانی معرفی كنیم و از الحاق دوباره به روسیه مصون مانیم كه آن هم سودی نداد و دولت سوویت از نو ما را جزو اتحاد شوروی به حساب آورد و حزب مساوات ما را سركوب كرد. من كه در آن زمان نسبت به دیگر رهبران حزب جوان بودم، از معركه گریختم و خود را به فرانسه رساندم و چند سالی در آن جا دنباله مطالعات حقوق را گرفتم و اكنون خوشبختانه در وطنم ایـران هستم. گمان نمی‌كنم سندی گویاتر از این باشد كه نخستین بار آران را مساواتی‌ها آذربایجان نامیدند، ‌آن هم برای الحاق به وطنشان ایـران.

اما درباره زبان آذربایجانی و آران

دولت‌هایی كه به مواد خام ارزان و بازارهای فروش فرآورده‌های صنعتی گران نیاز دارند، همواره در جست‌وجوی سرزمین‌ها و كشورهایی هستند كه گردانندگان آن‌ها فرمانبردار باشند. از این رو از وجود كشورهای بزرگ و صنعتی و مردمی نیرومند و خودگردان ناخشنود و بیمناكند. فرمانروایان آزمند این كشورها برای رسیدن به مقصود خود اختلاف‌های نژادی و زبانی را كه بتواند به جدایی و پراكندگی ملت‌ها كشیده شود برمی‌انگیزند و دامن می‌زنند. یكی از دستاویزهای بیگانگان و دست‌نشاندگان آگاه و ناآگاه آنان در میهن ما ایـران از دیرباز تاكنون، زبآن‌های كردی و آذری است كه در باختر ایـران كردها و آذری‌ها و زنگانی‌ها ] زنجانیان[ بدان سخن می‌گویند.

درباره‌ زبان كردی و گویش‌های آن نیازی به آوردن دلیل و یادآوری كارنامه كهن میهنمان نمی‌بینم. چون بدون شك كردها یكی از تیره‌های ششگانه و یا نه گانه مردم ماد هستند كه نخستین دولت باستانی ایـران را در سرزمین كنونی برپا كردند و گویش‌های كردی بخشی از زبان پهلوی است و كردها هر جای این زمین خاكی زندگی كنند، خواهران و برادران ایرانی ما هستند كه به سبب‌های سیاسی و نظامی در روزگارانی از ما جدا شده‌اند.

زبان آذری ـ با آن كه در این باره دو تن از فرزانگان میهن‌مان، استاد دكتر تقی‌ارانی و استاد احمد كسروی گفته و نوشته‌اند، نیاز دیدم كه پیش از بحث درباره‌ آن، كمی به آغاز و دگرگونی و محتوای زبان آذری كنونی بپردازم.

پیش ازا آن كه سلجوقی‌ها از فرارودان به خراسان و دیگر بخش‌های ایـران زمین هجوم آورند، در باختر سرزمین ما، ساوه و زرند و قزوین و خرگان و همدان و زنگان و آذرپادگان و آران مردم ما به زبان تركی آشنا نبودند و بدان گفت‌وگو نمی‌كردند، بهترین شاهد مدعا آثار نویسندگان و چكامه‌سرایان و نام روستاها و شهرك‌ها و كوه‌ها و رودها به ویژه نیازمندی‌های زندگی و افزارهای تولیدی كشاورزی و صنعتی است كه همه نام‌های اوستایی و مادی و پهلوی داشته‌اند و هنوز نیز دارند.

با نظری كوتاه به سفرنامه‌ها و نوشته‌های تـاریخ‌ نویسان تا سال‌های سده هفتم هجری به خوبی روشن می‌شود كه نه تنها مردم باختر ایـران پیش از هجوم سلجوق‌ها كه سال‌ها پس از آن نیز، هم‌چنان با گویش پهلوی ] فهلوی[ سخن می‌گفتند.

ابن‌ندیم محمد بن‌اسحاق معروف به وراق كه در سال 378 هجری در گذشت در الفهرست، از دانشمند بزرگ و به نام ایـران‌زمین و جان باخته سال 145 هجری، روزبه‌ ابن‌ مقفع، روایت می‌كند كه مردم ایـران به گویش‌های دری و فارسی و پهلوی و خوزی سخن می‌گویند و پهلوی را زبان مردم بخش‌های اسپهان و ری و همدان و زنگان و ماه نهاوند و آذرپادگان می‌داند. ا
بن حوقل ابوالقاسم محمد بغدادی كه از سال 331 برای سیاحت و تجارت از بغداد بیرون شد و در مدت 28 سال از سرزمین‌های اسلامی دیدار كرد، در كتاب خود به نام المسالك و الممالك زبان مردم آذرپادگان را فارسی، مانند زبان همگانی مردم ایـران دانسته است. ابوالحسن علی‌بن حسین مسعودی كه در سال 346 درگذشت در كتاب خود به نام التنبیه و الاشرف كه گویا در سال 332 نوشته است، گویش‌های پهلوی و دری و آذری را زبان فارسی و زبان همه مردم ایـران نوشته است، مقدسی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمدبن‌ابی‌بكر جغرافی نویس كه هم‌زمان سامانیان می‌زیست و خود بیشتر سرزمین‌های ایـران و از آن میان آذرپادگان را پیموده است، گویش‌های مردم ما را هشت‌گانه می‌داند و از آن مردم آذرپادگان را پهلوی می‌نویسد و آن را فارسی منغلقه می‌نامد. حمدالله مستوفی جغرافی‌دان كه در 750 هجری در گذشت و خود در قزوین می‌زیست و بارها به زنگان و بخش‌های آذرپادگان سفر كرده است و نزهه‌القلوب گویش مردم تبریز و مراغه و زنگان را پهلوی می‌نویسد. از نوشته‌های دیگران هم‌چنین برمی‌آید كه مردم باختر ما كه اكنون برخی به گویش تركی آذری سخن می‌گویند، تا آغاز فرمانروایی صفویان گویش پهلوی داشته‌اند. چنان كه چكامه‌هایی كه از نیای صفویان در دست است به پهلوی همانند كردی است.

اكنون ببینیم كه دگرگونی در گویش پاره‌ای مردم باختر ایران از چه زمان و چگونه پدید آمده است. پیش از آن كه سلجوق‌ها به جنوب روی آوردند، پادشاهان سامانی پاره‌ای از تیره‌های ترك را به خدمت سربازی گرفتند كه نیا و پدر پادشاهان غزنوی انوشتكین و البتكین از آنان بودند. سران این تركان رفته رفته در دستگاه سامانیان به پایگاه‌های بالا رسیدند، تا جایی كه چون امیران و فرمانروایان به بخش‌هایی از قلمرو سامانیان گماشته شدند.

نخستین بار البتكین پدرِ مادر محمود غزنوی و سپس پدرش سبكتكین در قلمرو خود، دم از خود گردانی زدند و سرانجام توانستند پایه پادشاهی غزنویان را بنیاد نهند. تا این زمان اگر چه كم و بیش در خاور ایران تركان رخنه كرده بودند اما در زبان و گویش مردم ما دگرگونی پدید نیامد چون هنوز كوچ تیره‌های ترك انجام نگرفته بود.

اما تركان دیگری كه سلجوق‌ها نامیده می‌شدند، به خدمت سلطان محمود غزنونی درآمدند و در بخش‌های مرو و بخارا و خیوه جای گرفتند و جزو سپاهیان كمكی غزنویان به شمار آمدند.

پس از مرگ محمود در 421 ق، از آن جایی كه مسعود پسرش مردی افیونی و ناتوان بود، سلجوق‌ها بنای سركشی گذاشتند و پس از چند سال مدارا، سرانجام پس از دو نبردی كه میان نیروی مسعود و آنان در مرو در گرفت، بر خراسان چیره شدند. چنان كه طغرل بیك در سال 429ق نیشابور را پایتخت خود نامید و در 433 ری و گرگان و تبرستان و سپس در 434 اسپهان و در 446 آذرپادگان و در 448ق بغداد و سپس پارس و كرمان را نیز زیر فرمان خود گرفت.

ناگفته نگذاریم كه بیشتر تیره‌های سلجوق هنوز چادرنشین و بیابانگرد و دام‌دار بودند. از این رو، هر جا در میهن ما چراگاه‌های بهتری برای دام‌های خود سراغ كردند بدان جا روی آوردند و جایگزین شدند. آنان بیشتر در زرند و ساوه و خرگان و كنارهای قزوین و همدان و زنگان و آذرپادگان و آران جای گرفتند. پس از آن گروه‌های دیگر سلجوق به همراهی لـله‌های شاهزادگان سلجوقی به نام آتابیك به آذرپادگان و آران و فارس و كرمان رهسپار شدند. از این زمان بود كه رفته رفته زبان چیرگان و فرمان‌روایان تركان سلجوقی در میان مردم‌ ما كه ناچار به آن‌ها برخورد و داد و ستد داشتند رخنه كرد.

كسانی كه با زبآن‌ها و گویش‌های تركان در كشورهای گوناگون آشنا هستند و به ویژه گویش‌های تركی را می‌شناسند، می‌دانند زبانی كه در باختر كشور ما زیر تاثیر زبان تركان فرمان‌روا پدید آمده است، زبان ناب تركی نیست. چنان كه نه تنها بیش از سه چهارم واژه‌های زبان تركی آذری، زنگان و آذرپادگان، اوستایی و پهلوی و دری است، كه بسیاری از فعل‌ها نیز در این زبان ریشه اوستایی و پهلوی دارند كه با دستور زبان تركی صرف می‌شوند. به جوری كه یك زنگانی یا تبریزی و یا مراغه‌ای با زبان دگرگون یافته كنونی خود با یك ترك ازبك و تاتار و قرقز و كازاخ و .‌.‌. نمی‌تواند گفت‌وگو كند. آنان زبان یكدیگر را در نمی‌یابند، مگر زبان تركان تركیه را كم و بیش، آن هم به سبب دگرگونی زبان اشغالگران سلجوق و غز و نیز تاثیر زبان مردم سرزمین‌های اشغالی كه در آن واژه‌های فارسی و پهلوی و عربی و رومی و یونانی بسیار است.

نكته‌ای كه بیش از همه می‌تواند از دید علمی گویا باشد این است كه افزار تولید، خواه كشاورزی و خواه صنعتی و لوازم خانه، به هیچ رو دستخوش دگرگونی نشده است چون تازه واردان بیابانگرد و گله‌چران، در این باره چیزی نداشتند كه به مردم ما تحمیل كنند یا بیاموزند.

تیره دیگر ترك كه به همراه لشكر مغول پس از 616 به میهن ما تاختند، تاتارها بودند كه به نوشته پاره‌ای كارنامه‌نویسان نزدیك به یك پنجم سپاهیان مغول را تشكیل می‌دادند. بی‌شك نمی‌توان جایگزینی بسیاری از این تاتارها را در میهنمان در دگرگونی گویش‌ها بی‌تاثیر دانست.

كسانی كه از ناآگاهی و یا به سبب مقصدهای سیاسی بخشی از مردم ما را « ترك» می‌خوانند، نمی‌دانند و یا نمی‌خواهند بدانند كه پس از نبرد چالدران و زمان شاهی شاه تهماسب و به ویژه در استیلای افغآن‌ها كه ترك‌های عثمانی بخشی از باختر كشور ما را اشغال كردند، با درنده خویی و ددمنشی و بدرفتاری‌های خود، چنان تنفر مردم ما را برانگیختند كه در میان مردم ما، نام « ترك» هم‌ردیف كلمه « نادان» قرار گرفت، به جوری كه در زنگان هنگامی كه كسی را نادان می‌خوانند، ‌می‌گویند « تورك دی ‌وله گتسین» یعنی: ترك است، رها كن برود.

اما سلجوق‌ها پس از آشنایی نزدیك با فرهنگ مردم ایران بدان خو گرفتند و دل بستند. ‌چنان كه شاهان سلجوق كه از كناره آمودریا تا كنار دریای سپید (مدیترانه) فرمان‌روا بودند، در بزرگداشت فرهنگ ایران كوشیدند. تا جایی كه نظام‌الملك توسی، دانشگاه‌های نظامیه توس و نیشابور و بغداد را كه بزرگترین دانشگاه‌های آن زمان بودند و نقش بزرگی در پرورش دانشمندان بازی می‌كردند بنیان نهاد. خیام و عبدالرحمن خـازنی و دیگر یـارانشان به خـواست ملكشاه بـزرگتـریـن و دقیق‌ترین زیج را كه محاسباتش با دقیق‌ترین زیج‌های امروزی اختلاف چندانی ندارد برپا داشتند.

سراداران ایرانی، ارتش سلجوقیان را از وضع چریكی بیرون آوردند تا جایی كه الب‌ارسلان با چنین ارتشی كه تنها یازده‌هزار سرباز داشت،‌ ارتش بزرگ امپراتور روم خاوری « رومانوس دیوجانس» را كه بیش از دویست هزار سرباز رومی و یـونانی و گـرجـی و ارمنی و بلغاری و فـرانسـوی داشت، در
65ق در ملازگرد ( نزدیك دریاچه وان) تار و مار كرد و امپراتور روم را به اسارت گرفت و سپس همین ارتش توانست فلسطین را از چنگ مسیحیان به در آورد كه بهانه جنگ‌های دویست ساله صلیبی شد.

در زمان سنجر، خود سلجوق‌ها دچار سركشی گروه دیگر تركان كه « اوغز» یا « غز» نامیده می‌شوند گردیدند. ‌تا جایی كه سنجر در 548 در نزدیك مرو از این غزهای بیابانگرد و بربر شكست خورد و خود و همسرش اسیر شدند و مدت سه سال تا 551ق هم‌چنان در اسارت بود و تنها در این سال پس از درگذشت همسرش توانست بگریزد. غزها كه وحشی‌ترین قبیله آسیای میانه به شمار می‌آمدند، در ایران‌زمین از فرارودان تا باختر، تركتازی‌ها و كشتار بسیار كردند. به جوری كه زنان روستاهای زنگان ما هنوز پس از گذشت هشت‌صد سال، هنگامی كه فرزندان نافرمان خود را می‌خواهند بخوابانند، می‌گویند «یات، یوخسا، غزان گلر» یعنی : بخواب، ورنه غزان می‌آیند.

خوشبختانه غزها در سرزمین‌های میهن ما كمتر ماندند و بیشتر هجوم آن‌ها به سرزمین روم خاوری بود. چنان كه عثمان غازی سردار آنان در 699ق بسیاری از سرزمین روم خاوری را از چنگ سلجوق‌ها به در آورد ( نام كشور عثمانی نیز از نام همین عثمان غازی است). سرانجام سردار دیگر غز، به نام محمد فاتح در ماه خرداد 857 خورشیدی برابرماه مه 1453 م. كنستانتینوپل پایتخت روم خاوری را گرفت و برای همیشه این دولت را كه از سال 395 میلادی به دستور تئودر پدید آمده بود برانداخت. دولت تركیه كنونی، باقی مانده همان دولت عثمانی غزان است. از این رو مردم تركیه كنونی هیچ‌گونه خویشاوندی نژادی و خونی و سببی و نسبی با ما مردم ایـران، چه خراسانی و چه شیرازی و چه زنگانی و آذرپادگانی ندارند. جز پاره‌ای مردم بخش خاوری آن كه در درازای زمان از ما جدا شده‌اند.

اما سرنوشت آران
چنان كه می‌دانیم پس از جانفشانی‌های ارتش ایران و عباس میرزا و دیگر سرداران ایران چون حسینقلی خان معروف به باكوخان و حسن‌خان سردار ایروانی معروف به ساری ارسلان و ابراهیم خلیل‌خان جوانشیر خان كاراباغ، آران با پیمآن‌های گلستان و تركمن‌چای سرانجام به دست روس‌ها افتاد و آن را یك جا ماورای قفقاز، « زاگافگازیا»، نامیدند تا در سال 1918 م. كه انقلاب اكتبر كامیاب شد، مردم اسیر روس‌ها گمان كردند كه زمان رهایی فرا رسیده است. از این رو گرجستان اعلان استقلال كرد و ارمنی‌ها حزبی به نام داشناك (راست) و آرانی‌‌ها حزبی به نام مساوات را بینان نهادند. مساواتی‌ها كه رهبرانشان همه مردانی دانشمند و میهن‌پرور بودند برای این كه بتوانند شاید از نو به میهن خود ایران بپیوندند یا دست كم خودگردان شوند، سرزمین خود را آذربایجان نامیدند، اما دریغ كه چنان نشد. انقلابیون كمونیست بیشتر سران مساواتی‌ها را كشتند و تنها چند تن توانستند از مهلكه بگریزند كه آقای دكتر قاسم‌زاده استاد دانشكده حقوق تهران و مشاور امور بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران یكی از این سران مساواتی بود. در این جا یادآور می‌شویم كه تا سال 1918 م. چنان كه در بالا اشاره رفت، ‌آران هیچ‌گاه نام آذربایجان نداشته است و همه كارنامه‌نویسان ایران از آن همواره به نام آران یاد كرده‌اند و آران واژه‌ای است مادی كه سرزمین گرمسیر را می‌گویند چنان كه در دیگر گویش‌های فارسی گرمسیر و گرمسار و سمیران می‌نامند.

این سرزمین آران تا پیمان گلستان و تركمان‌چای همواره بخشی از ایران بوده است و فرمان‌روایان بخش‌های آن كه خان‌نشین نامیده می‌شدند، چون باكو و كاراباغ و شروان و گنجه شكی و داغستان هر یك جداگانه از سوی دولت ایران انتخاب می‌شدند و بیشتر فرمان‌روایان آن‌ها هم‌زمان سردار ارتش ایران نیز بودند. كسانی كه از « همه تركی» (پان تركیزم) دم می‌زنند، آب در هاون می‌كوبند و كسانی هم كه دم از آذربایجان یگانه و جدایی از ایران می‌زنند باز كم و بیش یا ناآگاهند یا زیر تاثیر دشمنان هردو مردم آذربایجان و آران‌اند. دشمان ایرانی، زمانی مردم آران را به زور از میهنشان ایران جدا كردند و به روز كنونی نشاندند. اكنون ناآگاهی چند سودای جدایی آذربایجان از ایران را در سر می‌پرورانند.

مردم آذربایجان هیچ‌گاه خود را جدا از ایران و غیر ایرانی نمی‌پندارند، به جوری كه در سرتاسر زنگان و آذرپادگان با چراغ اگر جست‌وجو كنید در میان همه روستاییان حتی یك تن و در میان شهری‌ها شاید جز تنها تنی چند گمراه را نمی‌توان یافت كه اندیشه جدایی از ایران را در سر بپروراند. مردم باختر ما در درازای زمان هنگامی كه نیاكان ما به ایران‌زمین آمده‌اند همواره در برابر هجوم متجاوزین آشور و اسكندر گجستك و تازیان بیابانگرد و فرهنگ برانداز و تركان عثمانی كینه‌توز نازدان و … همواره سپر بلای میهن خود ایران بوده‌اند و هم‌اكنون نیز هستند.

بخشی از مردم باختر ما كه اكنون به تركی آذری گفت‌وگو می‌كنند، همواره به فارسی می‌نویسند و به فارسی می‌خوانند. این كه گویا فارس‌ها به آنان ستم كرده‌اند و می‌كنند و آن‌ها را ناچار می‌كنند به فارسی بگویند و بنویسند، افسانه نابخردآن‌های بیش نیست. این افسانه در دوران فرمان‌روایی یك ساله فرقه دموكرات آذربایجان ساخته و پرداخته ما فرمان‌روایان آن بود كه من خود یكی از افسانه‌پردازان آن بودم، كه اكنون به دست گروه كوچی ناآگاه و پاره‌ای آلت دست بیگانگان افتاده است و بدون این كه بدانند چه آینده شومی در انتظار آن‌هاست نابخردانه آن را به زبان می‌آورند و تبلیغ می‌كنند. وضع نابه سامان كنونی و آینده تاریك مردم رزمین‌هایی چون افغانستان و فرارودان و آران، كه در زمآن‌های گذشته با دسیسه‌های بیگانگان از ما جدا شده‌اند باید مایه عبرت ناآگاهان كنونی گردد. در آلمان و از آن میان در برلن، چند تن از این گروه
(طرفداران تجزیه آذربایجان) هستند كه در میان ایرانیان به ویژه آذربایجانیان آبرویی ندارند. به جوری كه آشكارا جرات گفتن نظریات خود را هم ندارند. به نظر بنده سر نخ این خیمه شب‌بازی در دست سردمداران آمریكاست كه به یاری ترك‌های تركیه و باكو انجام می‌گیرد و از ناشایستگی و نادانی گردانندگان حكومت اسلامی بهره‌برداری می‌كنند.
ما همگی باید در راه برپایی فرما‌نروایی آیین‌های مترقی برای همه ملتمان كوشا باشیم به جوری كه همه مردم در ایران‌زمین از حق قانونی برخوردار و به وظیفه خود در برابر دیگران و میهن آشنا باشند. تاكنون در نتیجه ولنگاری مشتی روشنفكر‌نمای كم كار و پر مدعا،‌ مردم ما چنان كه باید به حق و وظیفه خود آشنا نیستند. پیداست مردمی كه به حق و وظیفه خود در میهن خود آشنا نباشند نمی‌توانند قانون را هر اندازه هم مترقی و فراگیر باشد نگاهدارند. بهترین نمونه، قانون اساسی مترقی صدر مشروطیت ایران است كه نیاكان ما با خون دل و با قیمت فدا كردن جان خود به دست آوردند، اما چون به حق و وظیفه خود آشنا نبودیم نتوانستیم آن را نگاه‌داریم و از آن بهره‌مند شویم، به جوری كه هر از راه رسیده خودكامه یا روشنفكر‌نمایی بخشی از آن را از دستمان به در آورد و سرانجام به روز كنونی افتادیم. ما باید از پراكندگی به هر اسم و رسمی باشد بپرهیزیم و در راه برقراری فرمان‌روایی قانون در ایران زمین بكوشیم.

در پایان یادآور می‌شویم كه مردم آران كه اكنون آذربایجان نامیده می‌شود هم‌میهنان ایرانی و خواهران و برادران ما هستند و دسیسه‌های بیگانگان و گذشت زمان هیچ‌گاه مهر آنان را در دل ما كم نكرده است و آغوش مام‌میهن و مردم ما همیشه برای بازگشت آنان به میهن خود ایران باز است. برآنان است، اكنون كه از بند روس‌ رهایی یافته‌اند با روش مردم‌سالاری راه آینده خود را بازیابند.

* در این مقاله از زبان رایج در آذربایجان، بـا نام‌های آذربایجانی، تركی آذری، آذری و از ساكنان آذربایجان بـا نام‌های آذربایجانی و آذری، یاد شده است.

 

نوشته شده توسط خادم وطن در 12:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

 

                    همايش «ايرانِ ورجاوند»

«ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» با همكاري «انجمن ايلام‌شناسي ايران» و سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران برگزار مي‌كند:

دومين همايش «ايرانِ ورجاوند» (بزرگ‌داشت ايران‌پژوه برجسته، شادروان دكتر پرويز ورجاوند، در نخستين سالگرد درگذشت او)

يك‌شنبه 26 خرداد، ساعت 16.30، مركز مشاركت‌هاي مردمي (خيابان شهيد نجات‌اللهي، نبش خيابان ورشو)

سخنرانان:

استاد اديب برومند (منش دكتر ورجاوند)

دكتر هوشنگ طالع (نقش ارتش در دفاع مقدس)

مرتضي ثاقب‌فر (هدف‌هاي ناسيوناليسم در ايران)

پرفسور عبدالمجيد ارفعي (گِل‌نوشته‌هاي تخت‌جمشيد)

دكتر افشين جعفرزاده (ورجاوند و دغدغه‌ي يك‌پارچگي سرزميني)

نوشته شده توسط خادم وطن در 9:45 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم خرداد 1387

پیام دکتر داود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران به مناسبت اولین سال درگذشت دکتر پرویز ورجاوند

 

 

به یاد پرویز ورجاوند ، رادمرد آزاده ای که روزگارش در پی زیست سرافراز مردم ایران، همه در پیکار گذشت و در این راه تحمیلات ، محدودیت ها ، ممنوعیت ها و چندین سال زندان توام با شکنجه را به جان خرید و از ادامه مبارزه در راه آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر و حکومت قانون باز نایستاد .

 

او همواره بر آن بود نسل جوان را با مبانی تاریخی و ارزشهای فرهنگی ایران آشنا ساخته و با الهام گیری از آنها و درک صحیح از مقتضیات زمان حرکت بسوی آینده ای پویا و آفریننده را در پیش گیرند .

 

ورجاوند در استمرار و پایداری بستر فرهنگ مشترک ایران که در طول تاریخ در بر گیرنده اقوام و تیره های مختلف در جوی از تساهل ، سازگاری و همزیستی بوده است پای می فشرد و در قبال آنهایی که مدعی نفی این واقعیت بودند سخت در مقام پاسخگویی بر اساس دلایل تاریخی ، اجتماعی و علمی بر می آمد .

 

او پاسدار میراث فرهنگی ایران بود و در قبال  واندالیسم انیران با تحور تمام ایستادگی می کرد و در ریشه یابی و با شناخت تمدن های مادی واقع در فلات ایران مانند تمدن های  آنو، سیلک کاشان، جیرفت، آرپا، حسن لو و ... خدمات شایانی عرضه نمود .

راهش پایدار و یادش جاودان باد .

 

داود هرمیداس باوند

سخنگوی جبهه ملی ایران

20 خرداد 1387 خورشیدی

نوشته شده توسط خادم وطن در 23:34 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم خرداد 1387

 

پیام مهندس عباس امیرانتظام در اولین سالگرد درگذشت دکتر پرویز ورجاوند

 

یکسال از برگ زنده یاد دکتر ورجاوند گذشت و ملت ما انسانی بزرگ و فداکار و وطن پرست را از دست داد .

ورجاوند مظهر فداکاری و عشق به ایران بود و جانش را نیز در همین راه از دست داد . در حالی که همه ما به ایشان توصیه می کردیم که به خاطر سلامتیشان از بار تلاشهای خود بکاهد توجهی به سلامتیشان نداشت .

دکتر ورجاوند به عنوان استادی بزرگ راهنمای نسل جوان کشور ماست و سوابق مبارزاتی ایشان در تاریخ ما خواهد درخشید و ورجاوندهای بسیاری جای خالی ایشان را پر خواهند کرد .

روحش شاد و خاطرات مبارزاتی ایشان جاودان باد .

عباس امیر انتظام

بیستم خرداد ۱۳۸۷ خورشیدی

 

نوشته شده توسط خادم وطن در 18:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم خرداد 1387

"هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق"

 

بغضي نشسته در گلويمان،و سكوت همه عمر با شكست استخوانهايمان در زير اين اندوه جانكاه شكسته مي شود.

پاهايمان لرزان و تپش قلبها يمان چونان قلب پرنده اي اسير قفس، جان را به لب رسانده است .

و باورمان نمي آيد كه آنچه ديروز گذشت ثبت خاموشي يك عشق بود.

عشقي كه آسماني نبودكه به آسمان پر كشد و هيچ شود.او زميني انديشيد و آسمان چيره انديشه اش گشت.

قدسي نبود . عاشقي بود بي مدعا و آنچه كه مي گفت آيه هاي جاودانگي دوران بود.

اوگذشته را مي جست و در آينده مي زيست و حال را همه عشق فاش مي گفت.

 

او "فرهاد "بود اما نه در پي شيرين "كه معشوقش خاك بود و خون "

 

يك سال از درگذشت شادروان "دكتر پرويز ورجاوند" گذشت.

 

يكسالي كه بر ما چونان عمري غمگنانه به سر آمد. ياد او ماند با خاطره اي از شيدايي ميهن پرستي كه همه عمر همچو كوه هاي سر به فلك كشيده زاگرس و البرز به راستي كوه بود در برابر آنان كه ميهن را ويرانه اي بيش نمي خواستند و شب انديش بودند.

 

بدينوسيله "

 

ياد آن ابر مرد را در يكمين سالروز پيوستن به خاك اهورايي ميهن،گرامي داشته و ادامه راه پر رهروش را آرزومنديم.

 

روانش شاد و يادش گرامي باد

 

سازمان مهندسان جبهه  ملي ايران

 

تهران 20خرداد 1387 خورشيدي

 

 

 

نوشته شده توسط خادم وطن در 14:43 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

به نام خداوند جان و خرد

ورجاوند زنده است

استاد پرویز ورجاوند بیش از پنجاه و پنج سال تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر در عرصه هنر - باستانشناسی - فرهنگ و سیاست این کشور نمود و حاصل آن شناساندن هنر و فرهنگ معماری کشور و به ثبت رساندن جهانی برخی آثار مهم باستانی که همیشه مایه مباهات این مرز پرگوهر بوده و همچنین مبارزات آزادی خواهانه و تربیت شاگردان بسیاری در این راه بوده است .

ورجاوند تا آخرین دقایق عمر پر بار خود هیچ گاه از تلاش برای آزادی میهن و حفظ تمامیت ارضی ایران دریغ ننمود و در این راه چه در دوره پهلوی و چه در دوره جمهوری اسلامی - هزینه های بسیاری از جمله زندان و شکنجه را متحمل شد .

ما شاگردان و دانش آموختگان مکتب ورجاوند یاد و خاطره آن استاد فرهیخته را گرامی داشته و در نخستین سال درگذشتش بر تمامی اندیشه ها و آموخته های وی که همانا اعتلای وطن - آبادی و آزادی و حفظ تمامیت ارضی پای می فشاریم .

یادش گرامی و راهش پر رهرو

مهندس حسین عزت زاده - دکتر افشین جعفرزاده - دکتر حسین مجتهدی - دکتر علی حاج قاسمعلی - مهندس اشکان رضوی - مهندس آرش رحمانی - مهندس حمیدرضا خادم - مهندس علی هنری - علی قادری

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زمان و محل برگزاری آیین گرامیداشت شادروان پرویز ورجاوند

سه شنبه بیست و یکم خرداد ماه ۱۷ تا ۱۹

تهران - کامرانیه - بلوار اندرزگو - خیابان علوی - شماره ۴۵ واحد ۶

نوشته شده توسط خادم وطن در 12:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم خرداد 1387

 

نخستین سالگرد درگذشت سخنگوی فقید جبهه ملی

 ایران دکتر پرویز ورجاوند را به سوگ نشسته ایم

آیین بزرگداشت روانشاد پرویز ورجاوند بیست و یکم

خرداد ماه هفده تا نوزده در خانه ورجاوند برگزار خواهد

شد .

کامرانیه - بلوار اندرزگو - خیابان علوی

 شماره ۴۵ واحد ۶

نوشته شده توسط خادم وطن در 14:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

 

 

 

گزارش سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند

 

 

جبهه ملی نیوز:  در روز شنبه ۳۱ می سمینار جبهه ملی ایران در دانشگاه مریلند( نگاهی به اپوزسیون از درون) به نام مهندس عباس امیرانتظام برگزار شد.سرود ای ایران سر آغاز این برنامه بود و سپس بيژن مهر دبیر روابط عمومی جبهه ملی ایران در آمریکا ضمن خوشآمدگویی اهداف سمینار را تشریح کرد و خاطر نشان ساخت که هدف سمینار آشنایی با نظرات دیگر تفکرات در اپوزسیون برای یک همگامی ملی و ریشه یابی موانع عدم رشد اپوزسیون در خارج و درون کشور میباشد.وی همچنین گزارش کوتاهی از نشست داخلی جبهه ملی در امریکا داد و گفت پیدا کردن فصل مشترک بین نیروهای ملی و دمکرات در دستور کار فرار گرفته و جوانگرایی و نو اندیشی در این سازمان در اولویت قرار دارد.پس از آن پیام های تصویری ادیب برومند٬امیر انتظام پخش شد و پیام کتبی خسرو سیف توسط هرمز چمن آرا قرائت شد.دکتر انواری از جبهه ملی- واشنگتن اولین سخنران بود و بعد احمد تقوایی از انجمن آینده سخن گفت .مهندس کوروش زعیم(از طریق تلفن) اولین سخنران از ایران بود که سخنان وی به شدت مورد استقبال قرار گرفت.بعد از پرسش و پاسخ از این سه سخنران ویک تنفس کوتاه مهندس حمید رضا خادم از ایران با سخنان پر شور خود حضار را تحت تا ثیر قرار داد .دریادار آریانپور سخنران بعدی بود و پس از ایشان عبدالله مومنی سخنکوی ادوار تحکیم وحدت از تهران برای مردم ضرورت یک همبستگی ملی را تشریح کرد .دکتر محمد برقعی که به عنوان دیدگاه ملی مذهبی معرفی شد این عنوان (ملی مذهبی) را ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی خواند و همبستگی نیرو ها را ضروری ندانست.سخنرانی تصویری دکتر نوری علا ٬سخنان خانم فیروزه فولادی در مورد جنبش زنان مورد توجه قرار گرفت و آخرین سخنران آقای پرویز دستمالچی نویسنده ای که از دست تروریستهای اسلامی در جریان کشتار رستوران میکونوس جان سالم بدر برد٬ بود.وی به تلاش نیروها برای همبستگی اشاره کرد که موفق نبوده و سازمانهایی از جمله اتحاد جمهوری خواهان لائیک و غیر لائیک و فراکسیونی و همچنین گروههایی نظیر" هما" همه شکست خوردند و تنها به پالتاک و مباچث بی اهمیت میپردازند.دستمالچی گفت بهتر است نیرو ها بر روی یک موضوع مثل انتخابات آزاد و یا لغو نظارت استصوابی توجه کنند تا اثر گذار باشند.در پایان بیژن مهر از میهمانان و دست اندر کاران قدر دانی کرد و گفت ایرانیان در خارج از کشور سر آمد تمام اقلیت ها در جهان هستند, چه از نظر ثروت و چه از نظر دانش, اما این توانایی ها به اپوزسیون خارج از کشور سرایت نکرده و اپوزسیون کارنامه درخشانی ندارد و باید با سمینار ها و کنفرانس هایی این چنین با فکری نو به ریشه یابی مشکلات پرداخت.مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران در خارج از کشور گفت در آینده سمینار هایی در دانشگاهای بوستون ٬برکلی و اروپا برگزار خواهد شد .
اکثر سخنرانی ها در صفحه ویژه "سمینار جبهه ملی" آمده است .

برای اطلاع بیشتر به سایت : WWW.JMINew.com.مراجعه فرمائید.
=========

در حاشیه سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند.
دکتر باوند به علت بیماری و دکتر زمانی و دکتر نوری زاده به علت مشکلات فنی نتوانستند شرکت کنند
*این برنامه برای بیش از یک ملیون نفر ایرانی از طریق شبکه
e2و pamدر سراسر جهان پخش شد.
*برنامه با
۱۵ دقیقه تاخیر آغاز شد.
*بعضی از پیام ها به علت مشکل فنی پخش نشد.
*بسیاری از اعضای جبهه ملی در خارج از کشور از طریق
paltalkدر برنامه حضور داشتند
*در حدود
۶۰ نفر از علاقه مندان و همچنین فعالین سیاسی و فرهنگی چون کوروش صحتی ٬کیانوش سنجری ٬فخر آور و عرفان قانعی فر در جلسه حضور داشتند.
*پیام های رسیده به سمینار جبهه ملی (نگاهی به اپوزسیون از درون) در دانشگاه مریلند:استاد ادیب برومند/مهندس عباس امیر انتظام/خسرو سیف/مهندس اشکان رضوی/ سازمان جوانان جبهه ملی/سازمان زنان جبهه ملی

نوشته شده توسط خادم وطن در 23:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

جبهه ملی ایران

خشونت حاکمیت را در مراسم مزار آیت الله طالقانی محکوم می کند

 

در روز آدینه 27 اردیبهشت، گروهی از اعضای جمعیت نهضت آزادی و هواداران و علاقمندان که برای ادای احترام بر سر مزار شادروان آیت الله طالقانی گرد آمده بودند، مورد توهین و ضرب و شتم ماموران امنیتی که قصد جلوگیری از اجرای مراسم و پراکنده کردن حاضران را داشتند، قرار گرفتند.

جبهه ملی ایران اعمال غیرقانونی و ضدمردمی حاکمیت را که هیچگونه گردهمایی را حتا برای مراسم سنتی و مذهبی و هیچگونه فعالیت اجتماعی را حتا مسالمت آمیز بر نمی تابد محکوم می کند و سرانجام خوشایندی را برای اینگونه سختگیری ها و خشونت پیش بینی نمی کند.

 

جبهه ملی ایران

9 خرداد 1387

نوشته شده توسط خادم وطن در 23:1 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

لزوم نو اندیشی ونو گرایی در جبهه ملی

 
 
لزوم نو اندیشی ونو گرایی در جبهه ملی
  رضا عزیزی نژاد

جبهه ملی همچون هر سازمان پویای سیاسی دیگرنیاز به بازنگری و نو اندیشی در کارکرد و برنامه سیاسی خود دارد تا بتواند همگام با نیروهای تعیین کننده ،اثر گذار و پویای جامعه گام بردارد.

پیرامون جذب علاقه مندان و بویژه جوانان با گرایشهای ملی در جبهه ملی بسیار گفته و نوشته ایم.

در میدان عمل اما، نه سازمان مادر در ایران، و نه سازمانهای گوناگون جبهه در خارج از کشور که در ارتباط نزدیک با احزاب و گروههای سیاسی کشورهای اروپایی و آمریکا،که باید از ایشان بسیاری آموخته باشند، قادرند خارج از حیطه نفوذ و تا ثیرخود که سالهاست ثابت مانده و بیشتر از آن کم میشود تا اضافه، به جذب نیرو بپردازند.

پرسشی که میبابد از خود بکنیم این است که، چرا جبهه ملی که در قیام ملی 30 تیرمردم را به خیابان ها کشاند و نفوذ اندیشه ی رهبرانش مرزهای ایران را در نوردید و الگویی برای جنبش های آزادی خواهی در خاور میانه گردید به کلوپ باز نشستگان و یا بنگاه خانوادگی تبدیل گردیده که حتا از جذب هم میهنان علا قه مند و پر شوردر مانده، چه برسد به تا ثیر گذاری در خارج از مرزهای ایران .

کجا هستند هواداران جبهه در میان دانشگاهیان و بازاریان و اصناف؟

آیا هدف بنیان گذاران جبهه ملی دگر گشت آن به محفلی در بسته از منفردان بود؟

آیا جبهه ملی راهکاری برای جذب نیروهای جوان و پر شورملی گرا دارد یا اینکه آنها را سراسر در سر بزنگاه چون دوران آغازین شورش 57 به افراطیونی از گونه ای دیگر خواهد باخت؟ جبهه ملی می بایست به زبان عمیق فردوسی «هنگام» را بشناسد. آیا نیروهای ملی همچون درس نا آموختگان دیگرباردر برابر شور جوانان با سنگینی و تامل پیرانه و محتا طانه برخورد خواهند کرد؟

ناگفته پیداست که هر سازمان سیاسی که میخواهد در کشوری با 70% نیروی جوان بطور تاثیر گذار درامور سیاسی نقشی ایفا کند باید که برنامه ای مدون برای جذب این نیروی پویا داشته باشد. شوربختانه عملکرد جبهه ملی بویژه در داخل و خارج از کشورکنار از یک یا دو مورد استثنا این ذهنیت را ایجاد میکند که پیش کسوتان جبهه ملی گذشته از موارد امنیتی و دشواریهایی که رژیم پیش پای جبهه می اندازد، تطابق و هم گونی فکری و سیاسی کامل با اصول و عقاید مورد قبولشان را پیش شرطی تعیین کننده تر ازگرایشات و آرمان های ملی برای پذیرش جوانان میدانند. در خارج از کشور هم که اختلافات و در گیری های دیرینه راه را بسوی هم فکری و هم کاری بسته است. این همه کماکان بدون توجه به تو ده های جوانی که بی خبر از این عوالم به اکنون و آینده خود می اندیشند.

اختلافات دوستانی که گاهی با ابعاد مذهبی شباهت به جنگهای صلیبی میان پادشاهی و جمهوری پیدا میکند ، گذر از نگرش چهار دیواری و گسترش فضای عمومی را هم چنان سخت تر و دور تر می کند. 70% جوانان ایران از عوالم گذشته دوستان و اختلافات دیرینه بی خبر هستند و حساسیت بیمار گونه ی نمایندگان این نسل را نسبت به نام ها و رویداد ها ندارند. این نسل برای همراه شدن ، نیازی به کوبیدن گذشته بر سر و روی خود نمی بیند.

با نخبه گرایی که برخی از سازمان های ملی سر لوحه کار خود قرار داده اند، پاک کردن حساب زیر نام انتقاد و جدل به جای بحث سیاسی هیچ گاه نمی توان از این چشمه های کوچک و تک تک رود خانه ای خروشان و پویا پدید آورد.

این جبهه ملی است که با ید در پی تدوین سیاست های ملی دراز مدت به نیروی جوان روکند ودر حین ایفای نقش خود به عنوان سازمانی اندیشه ساز،با ژرفنگری و ایده آفرینیهای مایه دار با صمیمیّت و دلیری و پشتکار بازتاب دهنده آمال وخواسته های جوانان نیز باشد، نه اینکه با غیر قابل دسترسی ساختن خود وگذاشتن پیش شرطهای آزمون گونه به دلسردی آنان بپردازد.

برای ارتقاِ ء فرهنگ سیاسی‌ جبهه ملی باید پرچمدار مبارزه با فرهنگ خودی و ناخودی حاكمیت و در هم شکننده فرهنگ خودی و ناخودی سیاسی‌ در میان اپوزیسیون باشد. هیچ نیروی ایرانی با گرایشهای ملی و ایراندوستانه نباید ناخودی تلقی شود و كنار گذاشته شود.آمال جبهه ملی باید ایجاد جامعه آرمانی در بر گیرنده ای باشد که در آن هیچ کس غیر خودی نیست.

جبهه ملی به یک تجدید نظر صریح نیاز دارد.

تاریخ می بایست از گرانیگاه گفتگوی سیاسی بیرون برده شود. جبهه که خود را به حق وارث مشروطه میداند می تواند با توجه به این میراث گران بها با حفظ ادب سیاسی و نهادینه کردن آن به تعدیل فضای سیاسی در درون وخارج از ایران بپردازد. بستگی ها و تعصبات قبیله ای در آینده کشورمان که تشنه پرورش دمکراسی و چند گرایی است محکوم به شکست می باشند. در کنار آن جبهه باید به نقد گذشته خود بپردازد که خالی از اشتباه نبوده است تا غرض ورزان میدان داراین مهم نشوند. تعهد نسبت به آرمان مشروطه ایجاب میکند که جبهه با پرهیز از نیم زبانی حرف زدن و رعایت حساسیت این و آن در این برحه ی زمانی دست کم در خارج از کشور به نقد رویدادها یی بنشیند که موجب پیروزی نهضت مذهبی ـ اسلامی بر جنبش ملی شدند. به جای حساسیت و وفاداری تخریب کننده به کسانی که در گذشته هر فرصتی را برای اشتباه کردن غنیمت شمردند و این اشتباهات را همچون نشان افتخار بر سینه خود آویختند جبهه ملی میبایست در یک بازنگری فکری به تعریف خود ازطریق آرمانهای سیاسیش بپردازد که همان آرمانهای مشروطه میباشند.

من به عنوان نگارنده ،این سطور را از سر دلسوزی و علاقه خود به جبهه ملی به نگارش کشیدم تا در این روزهای متلاطم که کشورمان در آستانه یک دگر گونی بزرگ ایستاده است جبهه ملی ایران را که خانه سیاسی خود میدانم در تلاش بزرگ ایرانیان برای تنفس هوای تازه در کنار کارگران ، آموزگاران، زنان و دانشجویان نه تنها در گفتار، بلکه در کردارنیز بیابیم.

جبهه ملی بویژه در درون کشور نیاز به تابش گرمابخش خورشید نو اندیشی بر پوست خود دارد که جز با میدان دادن و به میدان کشاندن نیروهای جوان و پر توان و پر شور میسر نخواهد بود تا روحی تازه به کالبد نیمه خواب رفته ی جبهه دمیده شود.

رضا عزیزی
نوشته شده توسط خادم وطن در 13:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم خرداد 1387

معرفی کتاب "ناگفته هايی از انقلاب"، مجموعه گفتگوهای روزبه ميرابراهيمی با عباس اميرانتظام

 

مجموعه گفتگوهای روزبه ميرابراهيمی با عباس اميرانتظام زير عناوين ؛ “از کجا آغاز شد”، ”رنج تحصيل”، “نسل فراموشکار”، ”ديدار در مادريد”، ”چمران مرد ناشناخته”، ”صداقت رمز ماندگاری حاکمان”، ”ناگفته هايی از انقلاب” و “طرحی آرمانی” در اين کتاب فصل بندی شده است

کتاب «ناگفته هايی از انقلاب ۵۷» از سوی انتشارات خاوران منتشر شد.
اين کتاب که مجموعه گفتگوهای روزبه ميرابراهيمی روزنامه نگار ايرانی با عباس اميرانتظام در مورد خاطرات و ناگفته های وی است ،مجموعه ای از نامه ها، اسناد،مصاحبه ها و بيانيه های اميرانتظام را نيزشامل می شود.
مجموعه گفتگوهای ميرابراهيمی با اميرانتظام زير عناوين ؛ “از کجا آغاز شد”، ” رنج تحصيل”، “نسل فراموشکار”، ”ديدار در مادريد”، ”چمران مرد ناشناخته”، ”صداقت رمز ماندگاری حاکمان”، ”ناگفته هايی از انقلاب” و “طرحی آرمانی” در اين کتاب فصل بندی شده است.
همچنين در آغاز اين کتاب يادداشت کوتاهی از عباس اميرانتظام به مناسبت انتشار اين مجموعه منتشر شده است. ميرابراهيمی در پيشگفتار تفصيلی کتاب ، زير عنوان “زير هشت” مروری بر زندگی و اشاره ای به تحولات دوران زندگی عباس اميرانتظام ،قديمی ترين زندانی سياسی جمهوری اسلامی، داشته است که به نوعی پيوند دهنده خواننده به پيوست ها و اسناد منتشره در بخش های انتهايی اين کتاب است.
در بخش پيوست های اين کتاب نزديک به چهل عنوان،نامه،مصاحبه،سخنرانی و… از اميرانتظام يا در ارتباط به وی منتشر شده است که بسياری از اين اسناد برای اولين بار در مجموعه ای اين چنينی جمع آوری شده است.

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خادم وطن در 15:35 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم خرداد 1387

اجلاس جبهه ملی ایران - واشنگتن . دی. سی/30 و 31 می ۲۰۰۸

 

اجلاس جبهه ملی ایران - واشنگتن . دی. سی/30 و 31 می ۲۰۰۸ (اجلاس استاد ادیب برومند و مهندس عباس امیرانتظام)/ نگاهی به اپوزسیون از درون

 

 

می/ واشنگتن . دی. سی / نشست داخلی جبهه ملی ایران(این نشست به نام استاد ادیب برومند شاعر ملی برگزار میشود) .
31 می/دانشگاه مریلند / سمینار "ضرورت همبستگی نیروهای ملی و دمکرات برای استقرار دمکراسی و دفاع از حقوق بشردر ایران"
( این سمینار به نام مهندس عباس امیرانتظام ٬اسطوره مقاومت ایران برگزار میشود.)
سخنرانان از ایران;دکتر هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران,مهندس کوروش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران,عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت),مهندس حمیدرضا خادم از سازمان جوانان جبهه ملی ایران
پخش مستقیم از;/PALTALK / Group;Middle East-Iran/Room:Iran Jebhe melli و از طریق شبکه تلوزیون E2 .شبکه جهانی www. pamtv.us


نوشته شده توسط خادم وطن در 16:33 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم خرداد 1387

 
رشته ای بر گردنم افکنده دوست   
 
میکشد آنجا که خاطرخواه اوست
 
 
مهین بانو فقیه همسر شادروان آقای مهندس نظام الدین موحد ، دبیر کل حزب فقید حزب ایران و عضو درگذشته هیئت رهبری جبهه ملی ایران ، به دیار دوست شتافت . آیین تشییع هشت صبح چهارشنبه هشتم خرداد ماه از خانه موحد در اختیاریه جنوبی ، بهستان پنجم شماره دوازده وآیین سوگواری شامگاه آدینه دهم خرداد ماه از هجده و سی تا بیست ، در مسجدالرضا در میدان نیلوفر برگزار میشود .
 
جبهه ملی ایران - تعاونی توکل - سازمان مهندسان جبهه ملی ایران
نوشته شده توسط خادم وطن در 23:12 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم خرداد 1387

واکنش رجانیوز سایت نزدیک به دولت احمدی نژاد نسبت به بیانیه منتشر شده جبهه ملی در روزنامه کارگزاران

 

کارگزاران برای تخریب دولت دست به دامان مرتدها شد

 

ارگان حزب کارگزاران برای تخریب دولت دست به دامان جبهه ملی مرتد شد.

 به گزارش رجانیوز، این روزنامه در صفحه 2 خود بیانیه این گروه را که به تخریب عملكرد اقتصادی و سیاست خارجی دولت اختصاص دارد، منتشر و ادعا کرد: «دولت، بدون سیاست مدیریتی صحیح، بی‌اعتنا به منطق و علم اقتصاد و ضرورت تشویق تولید داخلی كه برای مردم اشتغال و درآمد می‌آفریند، به آزادگذاری واردات و بی‌اعتنایی به قاچاق و حتی كاهش یا حذف موردی تعرفه‌های گمركی به نفع افراد خاص یا كالاهای خاص، به بهانه افزایش عرضه در مبارزه با تورم، با ایجاد رقابت ناسالم و ناعادلانه كالاهای ارزان و بی‌كیفیت وارداتی در رقابتی نابرابر با صنایع داخلی، عملا صنایع كشور را به تعطیلی و ورشكستگی كشانده است. در حالی كه انحصار واردات و حلقه‌های تنگ توزیع در دست گروه‌های خاص است، افزایش عرضه یا كاهش هزینه‌ها یا قیمت‌های تمام شده كالاهای وارداتی هیچ تاثیری در كاهش هزینه برای مصرف‌كننده نداشته است.»

 

در پي انکار حکم الهي قصاص از سوي جبهه ملي، امام(ره) در تاریخ 25/3/60 اين گروه را مرتد اعلام کردند: اینها مرتدند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است... متاثرم از اینکه با دست خودشان اینها گور خودشان را کندند. (صحیفه نور جلد 14 صفحه 463- 462).

 

استفاده از بيانيه يک جريان مرتد براي تخريب دولت در حالي از سوي ارگان حزب کارگزاران دنبال مي شود که اين روزنامه در حاشيه امن قضايي بر حجم حملات خود به دولت افزوده و پیش از این نیز درخصوص علت غیبت رئیس جمهور در مراسم روابط عمومی وزارتخانه ها و ادارات که به دليل کسالت شدید دکتر احمدي نژاد رخ داده بود، ادعا کرد اين غيبت بخاطر اين بوده است که وی به همراه تنی چند از وزرای دولت به تماشای فوتبال مشغول بوده اند!

نوشته شده توسط خادم وطن در 10:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

بلای تورم بر سر سفره مردم

هم میهنان گرامی،

از زمان روی کار آمدن دولت نهم با شعارهای فریبنده مهرورزی و عدالت گستری، پخش پول نفت، دریافت دستوری و مستقیم پول از بانک ها برای تأمین هزینه های جاری دولت و دستگاه های فرادولتی، دادن وعده های بی سرانجام رئیس دولت در سفرهای استانی و هزینه کردن پول برای طرح های به اصطلاح زودبازده، هرگونه رابطه منطقی میان درآمدها و هزینه های دولت، و میان تولید و عرضه کالا و خدمات مورد نیاز جامعه، با مقدار پول در گردش در اقتصاد، از میان رفته است. هزینه های افزون بر بودجه دولت در سال 1384 به 6/7 میلیارد دلار، در سال 1385 به 7/9 میلیارد دلار و در سال 1386 بر پایه ارقام شش ماهه اول، دستکم به 17 میلیارد دلار رسیده است.

 

در حالیکه رشد اقتصادی 5 تا 6 درصدی مستلزم رشد عرضه پول به مراتب کمتر از آن است، رشد نقدینگی 30 تا 40 درصد در سال، (3/34 درصد در سال 1384، 4/39 درصد در سال 1385 و 9/36 درصد در شش ماهه اول سال 1386)، یعنی دو برابر شدن نقدینگی در سه سال اخیر، نرخ رسمی تورم برای مصرف کننده در سراسر کشور را از حدود 12درصد در سال 1384، به حدود 20درصد در سال 1386 و در سال جاری به حدود 25درصد می رساند.

 

در حالیکه درآمد نفت در سال 1386 حدود 68 میلیارد دلاربوده و در سال 1387 به حدود 80 میلیارد دلار خواهد رسید، که دو برابر کل درآمد نفت در سال 1381و برابر درآمد 4 سال 71 تا 75 است، دولت با هزینه نامناسب پول تحت عنوان هزینه های جاری دستگاه های دولتی و نهادهای عمومی و فرادولتی، و بدون هیچ منطق اقتصادی برای طرحهای خلق الساعه کارشناسی نشده و کم بازده، و با تمرکز پول و قدرت خرید در دست گروهی خاص و وابسته به حکومت و نهادهای شبه دولتی، نه تنها سبب رشد اقتصادی واقعی و مناسب نشده، بلکه ارزش و اهمیت پول را در کل جامعه کمتر و کمتر ساخته است.

 

دولت، بدون سیاست مدیریتی صحیح، بی اعتنا به منطق و علم اقتصاد و ضرورت تشویق تولید داخلی که برای مردم اشتغال و درآمد می آفریند، به آزادگذاری واردات و بی اعتنائی به قاچاق،  و حتی کاهش و یا حذف موردی تعرفه های گمرکی  به نفع افراد خاص و یا کالاهای خاص، به بهانه افزایش عرضه در مبارزه با تورم، با ایجاد رقابت ناسالم و ناعادلانه کالاهای ارزان و بی کیفیت وارداتی در رقابتی نابرابر با صنایع داخلی، عملا صنایع کشور را به تعطیلی و ورشکستگی کشانده است. در حالیکه، انحصار واردات و حلقه های تنگ توزیع در دست گروه های خاص است، افزایش عرضه یا کاهش هزینه ها و یا قیمت های تمام شده کالاهای وارداتی هیچ تاثیری در کاهش هزینه برای مصرف کننده نداشته است.

 

پیگیری سیاست ستیزگری با دنیا که به تحریم های پیاپی بین المللی اقتصادی و بانکی کشور انجامیده است، افزون بر ایجاد جو عدم اطمینان به آینده، که خود دلخواه رانت خواران است، با جلوگیری از انتقال تکنولوژی به کشور، و با ایجاد واسطه های فروش میان خریداران ایرانی و فروشندگان خارجی و میان بانک های ایرانی و خارجی، افزون بر ایجاد تأخیر در انجام سفارش ها، با بالابردن هزینه های وارداتی تُولیدگران، بهای فروش کالا و خدمات را برای ایرانیان افزایش داده است. تولید کننده داخلی مجبور است همه این هزینه ها را بپردازد و در نتیجه کالاهای ایرانی زمینه رقابتی خود را در بازارهای جهانی از دست می دهند.

 

بی سیاستی دولت در ایجاد تعهد و هزینه پول، که اخیراً حتا به اعتراض وزیر دارایی جمهوری اسلامی و برکناری او منجر شد، و پیشتر رئیس کل بانک مرکزی نیز به همین دلیل به همین سرنوشت دچار شده بود، امروز گریبانگیر رییس کل جدید بانک مرکزی شده است. بانک مرکزی چون قادر به جلوگیری از هزینه های افسارگسیخته دولت و دستگاه های وابسته نیست، و این استقلال و آزادی عمل را ندارد که دولت را برای فروش دلارهای نفتی حواله بازار ارز کند، جلو اعتبارات بانکها به واحدهای تولیدی را گرفته که، افزون بر در تنگنا گذاشتن سرمایه در گردش واحدها، کل سرمایه گذاری های آنان در پروژه های تولیدی ناتمام را در خطر نابودی قرارداده است.

 

نابسامانی سیاست های مالی که مانع انجام به هنگام تعهدات واقعی به پیمانکاران شده،همراه با تکیه به نظام بانکی مصنوعی و ناکارآمد دست نشانده دولت، نرخ های بهره واقعی را در بازار تا مرز 40درصد افزایش داده و همه تولیدکنندگان نیازمند اعتبارات مناسب، و همچنین جوانان و خانواده های نیازمند مسکن، را نیز با مشکل عظیم کمبود نقدینگی و بی خانمانی روبرو کرده است.

 

چیرگی طرز تفکر سوداگری بر دولت و دستگاه های دولتی در سال های پس از جنگ عراق علیه ایران و اختراع روش خودگردانی مالی با هدف انتقال هزینه های دستگاه های دولتی به ارباب رجوع و مصرف کننده، سبب شد که چه کارخانه ها و دستگاه های اداری دولتی و چه تولیدکنندگان و فروشندگان بخش خصوصی، هرگونه اضافه هزینه واقعی و یا فرضی را به حساب خریدار و مصرف کننده بگذارند و به منطق صرفه جویی، کاهش هزینه ها، بهره بری از مزایای اقتصاد در مقیاس تولید، تزریق تکنولوژی، بهبود مدیریت و حفظ مواد و کالاها در چرخه تولید و فروش توجهی نکنند.

 

رواج طرز تفکر واسطه گری و دلالی بر دولت و سازمان ها و دستگاه های عمومی، از سوی دیگر، سبب شده است که بدون توجه به شرایط کمبود کالاها و فقدان رقابت در بازار، از یک طرف وضع و اجرای مقررات نظارتی و کنترل توسط وزارتخانه های مسئول سست و یا کنار گذشته شود، و از طرف دیگر شهرداری ها و اتحادیه های صنفی، اتاقهای بازرگانی از وظایف و مسئولیت های تاریخی، اخلاقی و نظارتی خود غافل بمانند و خانواده های مصرف کننده ناچار در چنگال فروشندگان سودجو و فرصت طلب گرفتار آیند.

 

یکی دیگر از عوامل افزایش فشارهای تورمی بر بودجه خانواده ها و بی بندو باری قیمت ها، بی توجهی دستگاه های قضایی و به تبع آن دستگاه های انتظامی با گران فروشان، انحصارداران و محتکران است. ارتباط سنتی و اشتراک منافع سوداگران با متولیان امر قضا، و نیز رواج شعارهای خودساخته به ظاهر مذهبی در مورد آزادگذاری قیمت ها، سبب شده است که از زمان خاتمه جنگ تحمیلی و اجرای سیاست های آزادسازی اقتصادی، ساختار نظارت بر بازار، در دولت سست و یا بی اثر گردد. امروز، با وجود  ده ها سازمان بازرسی و نظارت و کنترل بر روی کاغذ، و حتی وضع قانون مالیات بر ارزش افزوده که مستلزم وجود حساب و کتاب در خرید و فروش هاست، عملاً دست فروشنده در تحمیل قیمت دلبخواه بر خریدار باز است و ترسی از نظارت صنفی یا تشکل های حرفه ای، شهرداری ها و حتی وزارت بازرگانی مسئول تنظیم بازار، ندارند.

 

هم میهنان گرامی،

اقتصاد بی سروسامان و نابسامانی وضع ملت ما در میان ملت های هم تراز، حاصل بی اعتنایی به اصول اولیه دولتمداری در دنیای امروز، عدم گزینش افراد شایسته برای مدیریت و اداره امور کشور، و نبود آزادی و برابری فرصتها برای فرد فرد شهروندان در سراسر کشور است.

 

جبهه ملی ایران، با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی از شش دهه پیش، راه و روش پیشرفت و سربلندی کشور در سطح جهانی را ارائه کرده است. تنها راه مبارزه با تورم و مفاسد اقتصادی و اجتماعی ناشی از رکود و بیکاری (فقر، فحشاء، اعتیاد، ارتکاب جرم)، و سربلندی ملی، روی کارآمدن دولت و حکومت ملی برگزیده مردم و پایه ریزی مدیریت امور کشور و مردم بر پایه کاردانی و تخصص و تعهد نسبت به منافع ملی و همه مردم است.

جبهه ملی ایران