تبليغاتX
ایران آزاد
 

متاستانه این روزها مرزبندیهای سیاسی و عقیدتی ، خطکشی های پررنگ تری را به خود می بیند و برخی جریانها و رسانه ها به گونه ای غیر اخلاقی ، اخبار را آنگونه که خود می پسندند منتشر می کنند بی آنکه  اندکی پایبندی حتی به اخلاق حرفه ای خود داشته باشند .

پس از تجمع ۳۰ تیر که توسط جبهه ملی ایران برگزار شد آنان نه تنها نامی از برگزار کننده مراسم در گزارشاتشان نیاوردند بلکه در اقدامی بسیار عجیب حتی گزارش سایت های معتبر دیگر را نیز سانسور کردند.

انتظاری نبود که بیانیه دعوت جبهه ملی ایران در سایت های آنان منتشر شود ، چراکه برخی به دلیل گرایشات حزبی و مخالفت های دیرین با نهضت ملی ایران از زمان شکل گیری آن ، و برخی دیگر  سایت های نوپایشان در حصار تجزیه طلبان دوآتشه قرار گرفته است و حتی بیانیه های منتشر شده پس از ساعتی از روی سایت آنان برداشته می شود .

اما حداقل به لحاظ اخلاقی این انتظار وجود داشت که آنان اصول حرفه ای رسانه ای را رعایت نمایند که شوربختانه این انتظار نیز از آنان دیگر وجود نخواهد داشت .

متن زیر در تاریخ ۳۱ تیر ماه ، برای سردبیر محترم سایت گویا نیوز ارسال شده است و سایت هایی با گرایش تجزیه طلبانه اهمیتی برای رعایت هیچگونه اصولی را نداشتند تا گلایه ای از آنان صورت گیرد، حتی اگر در عدم انتشار و یا ارسال گزارشات تحریف شده توجیه بیاورند.

 

سردبیر محترم سایت گویا نیوز
درود بر شما
همانگونه که مستحضرید تجمع 30 تیر در میدان 7تیر به دعوت رسمی جبهه ملی ایران صورت گرفت و در گرامیداشت شهدای 30 تیر وتمامی آزادیخواهان یک قرن اخیر که به وسیله قداره بندهای حکومت های استبدادی جان گرامی را نثار ملت و میهن نموده اند برگزار گردید . ولی شوربختانه سایت محترم گویا نیوز هم در انتشار بیانیه دعوت جبهه ملی ایران و هم در گزارشات تجمع در نهایت بی انصافی تیغ سانسور را بر این اخبار نهاد و همانطور که صلاح خود می دانست اقدام به انتشار اخبار نمود که متاسفانه به دور از اخلاق رسانه ای و هرگونه اندیشه دمکراتیک بود . بسیار متاسفم که برخی از خلقیات و رفتارهای جمهوری اسلامی در سانسور و تحریف اخبار در برخی رسانه های به ادعای خود مستقل نیز نهادینه شده است ، تا جایی که حتی گزارش رادیو فردا از رویداد 30 تیر هشتادوهشت در میدان هفت تیر و بازداشت چندین نفر از اعضای جبهه ملی ایران ، توسط این سایت سانسور می شود .
باور داشته باشیم که اگر روزی در دنیای رسانه سانسور و تحریف رواج یابد نه اعتمادی باقی خواهد ماند و نه اعتباری .
به امید روزی که صداقت و سلامت در اطلاع رسانی حاکم گردد نه خطکشی سیاسی و عقیدتی
با سپاس
حمیدرضا خادم
پاینده ایران - جاوید آزادی
 
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:0 توسط خادم وطن |

 

نيروهای ضد شورش همراه با لباس شخصی ها روز سه شنبه با ضرب و شتم صدها معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوری در خيابان های مرکزی تهران، تلاش کردند مانع برگزاری تظاهرات آرام آنها شوند.

یک شاهد عينی به  رادیو فردا گفت: کسانی که که برای تجمع به میدان هفت تیر آمده بودند بیش از  چند هزار نفر   بودند، ولی نیروهای امنیتی آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

این شاهد عینی از حضور چشم گیر نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ها در  میدان هفت تیر و خیابان های اطراف خبر داده و گفت این نیروهای اجازه نمی دادند که هیچ گونه تجمعی شکل بگیرد و به شدت مردم را  مورد ضرب و شتم قرار دادند.

بنا بر دیگر گزارش های دریافتی، در محدوده ميدان هفت تير و خيابان کريمخان بين نيروهای ضد شورش  و معترضان درگيری هایی رخ داده است.

این در حالی است که رويترز،  گزارش داده است تظاهرات کنندگان شعار هايی مانند؛ «احمدی نژاد استعفاء، استعفاء» و «مرگ بر ديکتاتور» سر می دادند.

شاهدان عينی از بازداشت دهها نفر در  روز سه شنبه در میدان هفت تیر خبر داده اند.

در همین زمینه، یکی از اعضای جبهه ملی ایران به رادیو فردا گفته است: نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای جبهه ملی ایران را  نیز در میدان هفت تیر بازداشت کرده اند.

به گفته این فعال سیاسی حسین عزت زاده و اصغر فنی پور اعضای شورای مرکزی، حسین مجتهدی، علی قادری، حمید مجتبایی، حسین ریاحی،  و آقای کمیلیان از اعضای جبهه ملی روز سه شنبه در میدان هفت تیر بازداشت شدند.

این عضو جبهه ملی تصریح می کند: حداقل بیست نفر دیگر از مردم  نیز دستگیر شدند اما چون تجمع به خبابان های اطراف کشیده شد احتمالا افراد دیگری نیز در این خیابان ها  بازداشت شده اند.

اين نخستين تجمع اعتراضی پس از نماز جمعه به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی است. در ۲۶ تيرماه نيز پس از پايان نماز جمعه دهها هزار نفر در خيابان های تهران دست به راهپيمايی اعتراضی زدند و نيروهای ضد شورش با ضرب و شتم و گاز اشک آور کوشيد تا معترضان را متفرق کند.

تجمع  روز سه شنبه به مناسبت گرامیداشت ۳۰ تير ۱۳۳۱ برگزار شده است. جبهه ملی ایران دعوت کرده بود به مناسبت این روز  پس از تجمع در میدان هفت تیر ، با اتوبوس به قبرستان کشته شدگان تحولات ملی شدن نفت در ابن بابویه حرکت کنند.

در ۳۰ تير ۱۳۳۱ پس از تظاهرات در تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران ، محمد رضا شاه مجبور شد که شرايط محمد مصدق را بپذيرد و دولت قوام السلطنه سقوط کرد.

سرتيپ احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروی انتظامی، روز سه شنبه پيشتر هشدار داده بود که با هرگونه تجمعی برخورد خواهد شد.

احمدرضا رادان در گفت وگو با خبرگزاری مهر، با اشاره به شايعه برگزاری تجمع اعتراضی گفته بود: پليس وظيفه دارد با اين تجمعات غير قانونی برخورد قاطعانه ای داشته باشد.

پس از آن که وزارت کشور ايران اعلام کرد محمود احمدی نژاد در انتخابات ۲۲ خردادماه به پيروزی رسيده است، تهران و برخی شهرهای ايران شاهد تظاهرات معترضان به انتخابات بوده است.

در حالی که مقامات دولتی ايران می گويند ۲۰ نفر در اعتراضات به نتیجه انتخابات کشته شده اند، گروههای طرفدار حقوق بشر می گويند تعداد کشته شدگان بسيار بيشتر از آمار رسمی است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 9:20 توسط خادم وطن |

به نام خداوند جان و خرد

دعوت جبهه ملی ایران به گردهمایی برای گرامیداشت شهدای سی ام تیر و تمامی شهیدان راه آزادی ایران

 

" ای مردم، من به جرات می گویم که استقلال ایران از دست رفته بود، ولی شما با رشادت خود آن را نگهداشتید ... ای کاش مرده بودم و ملت ایران را این طور عزادار نمی دیدم ... "

دکتر محمد مصدق

         سی ام تیرماه 1331

 

پنجاه و هفت سال پیش، که جنبش نوپای ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، بر آن بود ، تا در عرصه سیاست داخلی آزادی انتخابات و مطبوعات و استقرار حاکمیت ملی بر اساس قانون اساسی مشروطه را به منصه ظهور رساند و در پهنه سیاست خارجی، موازنه منفی و ملی شدن صنعت نفت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، مانعی عمده بر سر راه بود، و آن اینکه، استبداد وقت می خواست تا با رویکردی انحصارگرایانه، قدرت مطلق را در دست داشته باشد و با تحریف و نقض قانون اساسی مشروطه که ثمره جان و اندیشه کوشندگان راستین راه آزادی بود، ابزار کارایی و مجال عملکرد دولت قانونی را محدود سازد، که استعفای اعتراض آمیز دکتر مصدق و جنبش اعتراض مدنی پس از، آن پیش بینی ها و معادله های تصاحب قدرت و تسلط بر قوه مجریه را بر هم ریخت .

 

دولت منتصب به دربار، در آغاز کوشید تا با تکیه بر نیروی قهریه تفنگ و سرنیزه، و ایراد خطابه های تهدیدآمیز و عوامفریب، مشروعیتی میان تهی را برای خویش فراهم آورد، غافل از آن که روح جمعی و خودآگاهی ملی، وجدان ملتی را به خروش آورد که ارزش های از جان گرانبهاتر خود، آزادی و منافع ملی را در خطر می دید . حضور صلح آمیز و اعتراض مدنی ایشان را حاکمیت استبدادی برنتابید و به خشونت و ددمنشی دست یازید و خون شمار زیادی از فرزندان پاک نهاد این مرز و بوم را بر سنگفرش های میدان بهارستان روان ساخت، اما در عزم راسخ ملت ایران خللی وارد نگردید و استبداد مطلقه را به عقب نشینی و تمکین وادار ساخت که به خواست مردم گردن نهد .

 

خون آن شهیدان سرفراز، زمان و مکان را درنوردیده است و در شریانهای تاریخ این کهن بوم بر ساری و جاری است . خون هایی که نهال های برومند دیگری را آبیاری ساخت و فرزندان سربلند دیگری را در سایه سار آنها پرورید، که حماسه های جاودانه دیگری را رقم زنند . حماسه 16 آذرماه 1332 ،حماسه نهضت مقاومت ملی، هشت سال دفاع میهنی، هجدهم تیرماه 1378 و ... تا حماسه های خونبار و سترگ خردادماه و تیرماه هشتادوهشت که هر یک چامه ای سرشار از افتخار و اندوه است .

 

 

اکنون ماییم و میراث آن جان باختگان آرمانخواه، که جهانی دیگر و ایرانی آزاد و آباد را می خواستند رقم زنند و در این امید جان گرامی به نثار آوردند. به یاد ایشان، به یاد شهیدان سی ام تیرماه، به یاد شهیدان راه آزادی و مردمسالاری و منافع ملی، و با درود به شهیدان پویش و خیزش آگاهانه و مدنی خرداد و تیرماه هشتادوهشت، گردهم می آییم و با نثار گل و ادای احترام بر مزار متبرکشان در ابن بابویه، نام و یاد و راهشان را گرامی میداریم .

 

آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند            رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

فریادشان تموج شط حیاط بود                   چون آذرخش در سخن خویش زیستند

مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ        دریا و موج و صخره برایشان گریستند

 

زمان : سه شنبه سی ام تیرماه - ساعت 17

مکان و محل حركت : میدان هفت تیر جنب مسجد امام جواد

 جبهه ملی ایران

۲۲تیرماه۱۳۸۸ خورشیدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 19:54 توسط خادم وطن |

نگرانی شدید از وضعیت بازداشت شدگان اعضای جبهه ملی ایران
 
 
در روزهای ابتدایی پس از کودتای انتخاباتی تنی چند از اعضای جبهه ملی ایران ، آقایان کورش زعیم عضو شورای مرکزی ، پیمان عارف و حسام نصیری عضو سازمان دانشجویان و دانش آموختگان بازداشت شدند .
 
مهندس کورش زعیم که در تاریخ سی و یکم خردادماه در ساعت دو بامداد در منزلش بازداشت گردید در بند 209 زندان اوین و در سلول انفرادی به سر می برد و تحت فشار بسیار شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته است ، ایشان در آخرین تماس تلفنی با منزل از محل زندانی شدن و فشارهای باز جویی با خانواده سخن گفته است .
 پیمان عارف از اعضای سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران که از دانشجویان 3 ستاره نیز می باشد توسط حفاطت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده است و به دلیل فشارهای شدید و شکنجه اکنون با محافظت نیروهای امنیتی در بیمارستان سجاد بستری هستند .
همچنین ازوضعیت حسام نصیری از اعضای سازمان دانشجویان و دانش آموختگان که در اولین روزهای اعتراض ها در تجمعات بازداشت شده است تا این تاریخ هیچگونه اطلاعی در دست نیست  .
خانواده این بازداشت شدگان به دلیل بی اطلاعی از آنان در نگرانی شدید بسر می برند
 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 13:13 توسط خادم وطن |

به نام خداوند جان و خرد

همصدا با اکثریت مردم ایران دولت برآمده از کودتا را به رسمیت نمی شناسیم

 

هم میهنان گرانقدر

 

چنانچه آگاهید در چهار سال گذشته جامعه ما به سبب سو تدبیر ، ضعف مدیریت و ناکارآمدی دولت وقت با نابسامانی های روز افزون در عرصه های اقتصادی – مالی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از یک سو و امور خارجی از سوی دیگر دست به گریبان بوده است . افزون بر آن بحران اقتصادی جهان ، کاهش بهای بین المللی نفت و اثرات مخرب تحریم های اقتصادی و انزوای سیاسی خبر از وخامت هر چه بیشتر آینده کشور می داد . بدیهی است در چنین شرایطی مصالح و منافع ملی ایجاب می نمود که در وضع موجود و مدیریت جامعه تغییرات اساسی داده شود . بویژه پدیدار شدن فرصت های جدید در افق سیاست خارجی بیش از پیش تغییر وضع موجود را امری ضروری می ساخت . در این راستا آزاد اندیشان ، اصلاح طلبان ، ملی گرایان و فعالان سیاسی برآن شدند از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در پیش ، بعنوان فرصتی مناسب برای نیل به این مقصود بهره جویند . آنها با اینکه نسبت به رویه یکجانبه نگری ، جناح گرایی و اصولگرایی شورای نگهبان دغدغه اساسی داشته و نسبت به آزادی و سلامت انتخابات نیز تردیدهای جدی داشتند ، با این وجود مصمم شدند از نامزدهایی که برنامه انتخاباتی شان مبتنی بر انجام اصلاحات داخلی و تنش زدایی در سیاست خارجی بوده است حمایت همه جانبه نمایند و نیمی از شهروندان واجد شرایط را که تمایل برای شرکت در انتخابات نداشتند ، به حضور فعالانه در این آزمایش ملی و مردمی فراخواندند . در نتیجه موج گسترده ای از شهروندان به حمایت از هادیان و حامیان اصلاحات و تغییرات برآمدند . آنها با برگذاری نشستهای نقد و بررسی و راهپیمایهای آرام ، منظم و قانونمند قصد و نیت خود را برای تغییرات مسالمت آمیز به نمایش گذاشتند ، با اطمینان بر اینکه حضور پرشور و پرشمار خواستاران دگرگونی های صلح جویانه فرایند مورد نظر را در پی خواهد داشت .

 

دریغا که اطمینان و اعتماد راسخ آنها به ثمره مشارکت پر شور مردم ، نتایجی بس ناباورانه و بهت انگیز به بار آورد . زیرا حاکمیت بی پروا شعور مردم را نادیده انگاشته ، با برنامه ای کاملا از پیش تنظیم و مهندسی شده فرایند انتخابات را به سود نامزد مورد نظر خود مصادره نمود و برای آنکه راه هرگونه اعتراض بسته شود ساعاتی پیش از اعلام نتیجه انتخابات اقدام به دستگیری عده زیادی از کنشگران سیاسی فعال در انتخابات کرد . ولی این نیرنگ و فریبکاری آشکار حاکمیت ، مانع واکنش بحق ، قانونی و گسترده مردم نشد .

 

مردمی که چند ماه قبل در جریان انتخابات با رفتار آرام خود نمونه کاملی از مدنیت ، قانونمندی ، همدلی و اخلاق اجتماعی بود ، اینک با همان سکون ، قانونمندی و همدلی با انجام راهپیمایهای گسترده و میلیونی در مقام اعتراض به دسایس غیر اخلاقی و ضد مردمی حاکمیت برآمد و قویا خواهان رفع مظالم و اجحافات و اعاده حق و حقیقت پایمال شده خود گردیدند .

 

تاسف بار تر آنکه حاکمیت در قبال حرکت حق طلبانه و مسالمت آمیز معترضان با خشونت هرچه تمامتر در مقام سرکوبی آنها برآمد که منجر به شهادت ده ها تن از فرزندان برومند میهن و زخمی شدن صدها تن از هموطنان و بازداشت های فله ای هزاران تن از آنها شد . حتی حریم امن دانشگاه شکسته شد و شمار زیادی از دانشجویان به خاک و خون کشیده شدند . غافل از اینکه اعمال سیاست ارعاب ، ارهاب و خشونت مانع ادامه اعتراضات مدنی و مسالمت جویانه نشده و دامنه آن نه تنها به گوشه گوشه سرزمین ایران رسید ، بلکه بازتاب جهانی بس گسترده در پی داشته است که به گفته بسیاری از کارشناسان خارجی وجود دو فرهنگ کاملا متفاوت را به نمایش می گذارد .

 

بی شک رفتار نابخردانه حاکمیت و حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را نمی توان امری فراموش شده تلقی نمود . این رویداد نه تنها اثر منفی درازمدت خود را در نگرش مردم نسبت به حکومت باقی خواهد گذاشت ، بلکه در عین حال افشا کننده بسیاری از حقایق تلخ و پنهان کاری های نظام خودکامه وقت ، که بی تردید پیامد های نا مطلوب زیر را از جهات داخلی و خارجی در پی خواهد داشت .

 

از دیدگاه داخلی حوادث پیش آمده ، واقعیت های زیر را آشکار نموده است :

 

1-      شکاف و اختلاف میان هیئت حاکمه را عمیق تر از پیش ظاهر ساخت که بی تردید در آینده نزدیک گستردگی بیشتری پیدا خواهد کرد .

2-   گسستی بس عظیم میان جامعه و حکومت پدیدار گردیده که جز با تغییر اساسی وضع موجود سامان نخواهد یافت . به دیگر سخن آنهایی که خواهان اصلاحات تدریجی در چارچوب قانون اساسی بودند به جرگه مدعیان تغییرات بنیانی از جمله جدایی دین از حکومت خواهند پیوست .

3-   پوشش پیرامونی نظام که به ارزشهای انقلابی و اسلامی آراسته بوده است و در طول سی سال از آن بطور مستمر تغذیه اجتماعی و سیاسی می شده ، بیکباره در پرتو حوادث پیش آمده کنار زده می شود و ماهیت امنیتی – پلیسی متصف به ارزشهای واپس گرایانه دینی نمایان می گردد . به دیگر سخن مبانی جمهوریت در مسلخگاه استبداد امنیتی –  دینی قربانی می شود .

4-   حوادث مورد بحث نقش تعیین کننده سپاه پاسداران و استفاده ابزاری از بسیج را در جریان دگرگونیهای سیاسی داخلی را بیش از پیش مشخص نموده است . زیرا سپاه پاسداران به سبب در دست داشتن انحصارات عمده اقتصادی – تجاری و صدها پیمانکاری بزرگ قویا خواهان حفظ وضع موجود می باشد و در این رابطه از همکاری و همبستگی نزدیک جناح بنیادگرای مذهبی و نهادهای مربوط به آن چون هیئت موتلفه ، برخی تربیت شدگان مدرسه حقانی و پروردگان مکتب شیخ محمد تقی مصباح یزدی و ... بهره مند بوده است . چنانکه نقش تعیین کننده سپاه پاسداران در انتخابات پادگانی نهمین دوره ریاست جمهوری ، اینک بصورت جامعتری در انتخابات کودتایی دهمین دوره نمودار می گردد .

5-   اعمال سیاست ارعاب ، اخافه و کشتار که همواره در این سه دهه وجود داشته ، نسبت به شرکت کنندگان معترض در راهپیمایهای آرام ، مسالمت آمیز و قانونمند نه تنها مبانی پیوند ، علقه و همبستگی میان مردم و حکومت را سست ساخته ، بلکه زمینه ساز گرایش نسل جوان به جنبش های افراط گرایانه خواهد شد .

6-   بالاخره در اذهان اکثر مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از فرایند انتخابات از پیش مهندسی شده همچنان بعنوان سوال باقی خواهد ماند و اثرات منفی خود را در تعاملات آتی بین مردم و حکومت در پی خواهد داشت .

 

از منظر خارجی نیز حوادث ناشی از بحران انتخابات بازتابهای زیر را در پی خواهد داشت :

 

1-   تصویر و تصور جهانی از انسجام و اعتبار نظام جمهوری اسلامی دچار خدشه شدید گردیده است و نوعی نگرش مائویستی بویژه از سوی جهان غرب نسبت به وضع سیاسی – اجتماعی موجود پدیدار شده است . بدین معنی که در یک طرف حاکمیت متصف به استبداد امنیتی – دینی قرار دارد و در طرف دیگر اکثریت شهروندان خواهان آزادی ، مردم سالاری ، حقوق بشر و حکومت قانون .

2-      در رابطه با جایگاه و مقام و منزلت منطقه ای جمهوری اسلامی ، علائمی از بازنگری ذهنی از سوی کشورهای همسایه نمودار شده است .

3-   فرصت هایی که در پرتو تحولات جهانی در سیاست خارجی به سود کشور برای حل و فصل مسائل و مشکلات مطروحه در افق پدیدار شده بود ، بعد از حوادث پیش آمده مورد بازنگری اساسی قرار خواهد گرفت . به این معنی که راهکار سخت افزاری مورد نظر برای گفتگوهای سازنده و ارائه مشوق های جدید جای خود را به اتخاذ تحریم های سنگینتر و نوعی از تهدیدهای سخت افزاری خواهد داد .

4-   تردید درباره مبانی مشروعیت دولت زاییده انتخابات مغشوش و مورد مناقشه ، موقعیت دولت وقت را در ارتباطات و تعاملات بین المللی با مشکل و ضعف جدی روبرو خواهد ساخت . چنانکه در کنفرانس دول افریقایی در لیبی ، برخی از رهبران دولت های شرکت کننده مشارکت خود را منوط به عدم حضور رئیس جمهور ایران اعلام داشتند . بی شک این نوع برخوردها در آینده در مورد حضور رئیس جمهور در بسیاری از مجامع بین المللی تکرار خواهد شد .

5-   بالاخره رابطه با کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ویژه آمریکا نه تنها در عرصه هایی چون افغانستان و عراق که امکان نیل به نوعی تفاهم عملی به نظر می رسید و می توانست اثرگذار نسبی در رابطه با حل مسایل مشکل تر شود ، بعد از حوادث اخیر حصول این منظور بسیار ضعیف و در واقع بیرنگ شده است ، و در نتیجه مذاکرات در زمینه های مورد اختلاف با مشکلات جدی تر روبرو خواهد شد . همین وضع سبب می شود که جمهوری اسلامی در قبال تحریم ها ، تحمیلات و محدودیت های جدید بیش از پیش مجبور به وابستگی و باج دهی به روسیه و چین شود و بدین ترتیب آزادی عمل و قدرت مانور خود را در بهره گیری از فرصت های پیش آمده مانند امکان انتقال گاز ایران به اروپا و یا مشارکت در خط لوله باکو و ... را از دست بدهد .

 

با توجه به مطالب گفته شده در باره اثرهای زیانبار کودتای انتخاباتی و پیامدهای داخلی و خارجی آن ، جبهه ملی ایران بار دیگر اعلام می دارد ، تداوم ظلم و استبداد خشونت محور منافع ملی را به خطر می افکند و انحصارطلبی و خودکامگی حاکم ، کشور را به ورطه سراشیبی بحرانی برگشت ناپذیر می راند . در این میان تنها حاکمان نیستند که بنای سست حکومتشان برباد خواهد رفت بلکه فردفرد ایرانیان از این نابخردیها متضرر خواهند شد . بهمین جهت جبهه ملی ایران همصدا با اکثریت مردم ایران مشروعیت دولت برخاسته از انتخابات از قبل تنظیم و طراحی شده را برسمیت نشناخته ، آن را فاقد وجاهت قانونی می داند .

 

در خاتمه جبهه ملی ایران ضمن همدردی با خانواده جان باختگان راه آزادی و تمامی کسانی که در این مسیر دچار صدمات جسمی و روحی شده اند ، خواسته های زیر را عنوان میدارد :

 

-          باید به جو نظامی ، امنیتی و پلیسی حاکم بر جامعه پایان داده شود

-          باید هرچه سریعتر افرادی که به صرف اعتراض به حق تضییع شده آراشان بازداشت شده اند آزاد گردند .

-     باید کسانی که با یورش به صحن مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان اقدام به ضرب و شتم ، کشتار و تخریب نموده اند به جامعه معرفی و محاکمه و مجازات شوند .

-          باید آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها صورت گیرد

-          باید آزادی گردش اطلاعات رعایت گردیده و به مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی پایان داده شود .

 

 

 

جبهه ملی ایران

18/4/1388 خورشیدی
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 14:36 توسط خادم وطن |

 

بیانیه دفتر پژوهشهای هیئت رهبری جبهه ملی ایران در خصوص بازداشت مهندس کورش زعیم

 

 

ملت آگاه یران

 

در شرایطی که میهنمان،با نابخردی،قدرت طلبی و تمامیت خواهی قدرت به دستان ،یکی از پر بحران ترین شرایط اجتماعی و سیاسی را در چند دهه اخیر،پیش رو دارد،و شما ملت بزرگ ،دگر باره داغدار و سوگوار فزندان برومند ی هستید که سرود آزادی را از گلوی خونین فریاد کرده اند، و جان گرامی نثار آرمان های بلند شان ساخته اند،و یا زخم ها به پیکر و بندها به جان خسته خریده اند،و نیز در برهه ای که پیش از پیش جامعه ما نیازمند شحصیت های ملی فرهیخته  میهن دوست شجاع و مدبر است،شاهد آن بودیم که شمار زیادی از چهر های خوشنام سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ،بازداشت گردیدند.

از اعضای سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران،روزنامه نگاران،سازمان ادوار تحکیم وحدت،نهضت آزادی ایران،نیروهای ملی مذهبی،جبهه مشارکت،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و کانون وکلا در بین آنان دیده می شوند . همچنین بسیاری از شهروندان از مرد و زن و پیر جوان دانشجو و دانش آموز و کارگر و کارمند و پیشه ور و دانشگاهی نیز در تحصن های مدنی که بر اساس اصل 27 قانون اساسی فعلی هم نیاز به مجوز ندارد . با روش های خشونت آمیز دستگیر گردیده اند .

 

در میان این خیل به بند کشیده شده،"مهندس کوروش زعیم" عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران که یکی از کوشا ترین و صدیق ترین خادمان ملت ایران است،نیز می باشد.

 

این چهره خوش نام و تلاشگر جبهه ملی ایران،در داخل و خارج از کشور برای تمام علاقمندگان و کوشندگان راه آزادی میهن و پیروان مصدق بزرگ شناخته شده است.وی چون سایر همونداش در جبهه ملی ایران،در سراسر زندگانی دغدغه ای جز  سرفرازی و نیک روز ی ایران و ایرانی نداشته است. و جز برای آبادی و آزادی میهن به تکاپو نپرداخته است.

 

دفتر پژوهش های جبهه ملی ایران،بازداشتهای اخیر را خلاف هرگونه اصول دانسته و خواهان آزادی هرچه سریعتر و بی قید و شرط تمامی بازداشت شدگان از جمله مهندس کورش زعیم می باشد . سر کوب دگر اندیشان و منتقدان و فراهم ساختن بستر انسداد سیاسی نه تنها خلاف حق و حقوق بدیهی ملت   محسوب می گردد . که می تواند صدمات جبران نا پذیری در شرایط حساس فعلی بر پیکر منافع ایران وارد ساز د.

 

 

 

دفتر پژوهش های جبهه ملی ایران

18/4/1388 خورشیدی

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12:32 توسط خادم وطن |

 

تشکیل کابینه توسط موسوی ، چالشی برای دولت کودتا

و

پشتوانه امید برای ملت ایران

با توجه به حوادث و فجایع رخداده در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و پس از آن و همچنین جو پر التهاب  ایران ، بسیار دشوار خواهد بود که اعتراض ها و مطالبات مردم را پایان یافته تلقی کرد و پذیرفت که با سرکوب و خشونت علنی و غیر اخلاقی و ایجاد رعب وحشت در جامعه ، دولت کودتا می تواند وضع را به مانند گذشته بازگرداند . روزها از این جریان و خشونت های عریان خیابانی می گذرد ، ولی همچنان ایران آبستن حوادثی است که شاید همانند گام نخست اعتراضات ملی ، حاکمیت ، نیروهای امنیتی و مشاوران داخلی و خارجی آنان را غافلگیر نماید .

در این روزها خوشبختانه شاهدیم که جریان اصلاح طلب بر ادامه مبارزات به صورت مدنی و مسالمت آمیز پای می فشارد و همچنان بر روی گزینه اصلی مطالبه مردم یعنی ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن با حضور نهادهای بی طرف اصرار دارد و هر روز با بیانیه ها و سخنرانی های شجاعانه ، چالش پیش روی دولت غیر مردمی و کودتا گر را عمیق تر کرده و از فروکش کردن خواسته ها و مطالبات مردم و ایجاد فرصت برای کودتاگران جهت حذف فعالان سیاسی در غالب دادگاه های فرمایشی جلوگیری می کند .

با وجود این همه هزینه ، از جمله بازداشت بسیاری از فعالان سیاسی و مردم معترض به وضع موجود و همچنین شهدا و زخمی هایی که در این دوره به مخالفان کودتا تحمیل شد ، دستاوردهای بسیار ارزشمندی نیز نسیب ملت ایران گردید و مشروعیت دولت توسط مردم ایران و نهادهای بین المللی از بین رفت و برخی دولتهای مطرح و تاثیرگذار نسبت به انتخابات و مشروعیت دولت ابراز تردید کردند . همبستگی ملی و حذف شکافهای موجود در جامعه نیز یکی از بزرگترین دستاوردهای این مبارزات مدنی و مسالمت آمیز بود . همچنین نمایش هوشمندی ، خردمندی و عدم پذیرش رفتار و عقاید این دولت توسط مردم ، به جهانیان قبولاند که باید حساب ملت را از حاکمیت جدا کنند و بر این اساس سخنان بسیاری از زبان برخی مقامات و رهبران نامدار و برجسته جهان شنیده شد و دستاوردهای بسیار دیگر از جمله مطرح شدن بسیاری دیگر از مطالبات مردم و شکسته شدن بسیاری از خطوط قرمز در نظام .

اما موضوعی که در این میان با تحمیل برخی هزینه ها به ملت باید مورد توجه رهبران این مبارزه مدنی قرار گیرد ، روش ها و تاکتیک های مبارزه مدنی و مسالمت آمیز و کاستن هزینه تا حصول نتیجه است ، همچنین حفظ این همبستگی کم سابقه ملی که در این روزها شاهد آن هستیم باید از اولویت های آنان باشد . قرار دادن جنبش های مدنی منسجم و تاکتیک پذیر مانند جنبش زنان ، معلمان و کارگران و دانشجویان در کنار یکدیگر و پافشاری بر مطالبه مطرح در این روزها و همچنین تشکیل کمیته های پیگیری در نهادهای بین المللی و جلوگیری از فروکش کردن حرارت اجتماعی و آگاهی رسانی از طرق مختلف باید صورت گیرد .

به باور من روشی که از سوی اصلاح طلبان می تواند دولت کودتا را ، به پشتوانه مردم همچنان تحت فشار قرار دهد و حاکمیت را وادار به پذیرش ابطال انتخابات نماید ، تشکیل کابینه و معرفی وزرا توسط مهندس میر حسین موسوی ، رئیس جمهور منتخب مردم است . ایشان با تشکیل کابینه ای متشکل از شایسته ترین افراد و موجه ترین آنان نزد مردم ، از تمامی جریان های منتقد به وضع موجود - یعنی تشکیل کابینه ملی - هم توان سیاسی و اندیشه ای خود را افزایش خواهد داد ، هم مشارکت احزاب سیاسی دارای تشکیلات را تقویت خواهد کرد و هم همبستگی ملی را روزافزون خواهد ساخت . با این کار هر چند امکان تحمیل هزینه های دیگری نیز بوجود خواهد آمد اما در این شرایط امکان برنامه ریزی ، تصمیم گیری و نظام مند کردن روشهای مبارزه مسالمت آمیز به شکل مثبت تر و با فشار بیشتر حاصل خواهد شد و نیروی عظیمی برای حرکت به سوی دستیابی به نتیجه بوجود خواهد آمد ، بنابراین یکی از خواسته هایی که مردم باید از رهبران خود داشته باشند پافشاری بر مطالبات خود در غالب تشکیل کابینه ملی است .   

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 14:17 توسط خادم وطن |

 
 
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو می دوم ، گ
گریان ازین بیداد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، که می داند که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خکستر
وای ، ایا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد ؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:53 توسط خادم وطن |

 

آتشی که گلستان خواهد شد

حمیدرضا خادم

 

امروز ایران عزیزمان سراسر آتش و خون است و کاربدستان و حاکمان تکیه زده بر اریکه قدرت ، به مراتب خشن تر از تاجداران پیشین و هم راستا با دیکتاتورهای مطرح جهان ، بدون اندک توجهی به اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز و خواسته های قانونی ، منطقی و بحق ملت بزرگ ایران ، با خشونتی عریان و بی حد و حصر ، سلاح و دشنه به سوی مردم می کشند و یک به یک فعالان سیاسی ، حقوق بشری و جنبش های مدنی را به بند می کشند و هراسان تر از پیش بر آنند تا آتش حق طلبی شعله ور شده ملت ، که سالها در زیر خاکستر بی عدالتی ، ظلم و خفقان پنهان بوده است را خاموش گردانند .

 

در این روزها شاهدیم عوامل خشونت که مامورین و مزدوران حاکمیت فاشیستی سرشار از پول نفت و بیت المال هستند ، بی آنکه بیاندیشند و یا بر چهره معترضین و مردم بنگرند و بر حقانیت و خواسته های آنان اندک تعقلی نمایند ، چنان بی رحمانه تازیانه و گلوله می زنند و ملت ایران را آماج حملات فروانسانی قرار می دهند که گویی سالها واژه دشمن که از زبان مقامات ارشد نظام ، خصوصا رهبری آن در بوق و کرنا می شد همین مردم حقطلب ایران هستند .

 

نوع برخورد ها و سطح خشونت جاری در شهرهای ایران به حدی است که حتی تمامی تصاویر و گزارشاتی که عموما توسط همین مردم ، در یک خلا رسانه ای تهیه و منتشر می گردد ، هرگز نتوانسته و نمی تواند ابعاد اسفبار و خونین آنرا به جهانیان نمایش دهد . این نوع برخوردها در این سطح نشان می دهد که برقدرت نشستگان این بار عمق خطر و شدت آنرا احساس کرده اند و تمامی این عکس العمل های عجولانه ، خشمگینانه و نابخردانه ، ناشی از هراسی است که از توان خود و خروش ملت در دل دارند تا مبادا روزگاری ، اعمال ننگین ، جنایتکارانه و کشتارهایی را که خود بر بامها ، در زندانها و در ملاعام انجام داده اند ، اینبار بخود ببینند و اموال و سرمایه هایی را که از ملت به تاراج برده اند از آنان ستانده شود ، غافل از اینکه هرگز ملت ایران به دنبال انتقام جویی ، عقده گشایی و کینه ورزی نیست و مطالباتش دمکراسی ، آزادی ، رفاه ، امنیت و رعایت حقوق شهروندی را طلب می کند .

 

همگان از حال و هوای سه دهه اخیر ایران مطلعیم و گرفتاریها ، دشواریها ، فقر ، فساد ، بی کاری ، تورم ، جامعه افسرده ، خودکشی ، طلاق ، اقتصاد ناکارآمد ، دیپلماسی شکست خورده ، خفقان ، استبداد ، تبعیض و ... که در این چهار سال تشدید گردیده را سالهاست ملت ایران در نهایت نجابت تحمل کرده اند اما هرگز سکوت نکرده ، هزینه های بسیار زیادی را نیز متحمل شده اند . اما حاکمان فرصت طلب و تمامیت خواه ، وقاحت و فرومایگی را بجایی رساندند که حتی از حضور مردم و رای " نه " به حاکمیت به نفع خود برداشت کردند و شعور مردم را به بازی گرفتند . شرایط کنونی که آتشی خاموش ناشدنیست حاصل تمامی اعمال نادرست و انسداد سیاسی است که در این سه دهه حاکمان بر مردم روا داشته اند . آنان که حتی کلام منتقد را بر نمی تابند ، چنان حلقه خودی ها را تنگ و تنگتر نموده اند که حتی مقامات ارشد پیشین همین نظام نیز از این دایره تنگ و بسته خارج شده اند و اینک با برچسب انقلابیون رنگین و برای اعتراف به این موضوع تحت فشار و شکنجه قرار گرفته اند .

 

دو نکته اصلی وجود دارد که به باور من در روزهای آتی تضعیف هرچه بیشتر حاکمیت و قدرت روز افزون ملت را درپی خواهد داشت . نکته اول که بخشی از آن در ابتدای مطلب عنوان شد ، رفتاریست که زورمداران و تمامیت خواهان تاکنون داشته اند و همواره خود را در مقابل ملت قرار داده اند و با به باد دادن منافع ملی و سرمایه های کشور و اعمال زور و فشار ، و توهین به شعور ملت کاسه صبر مردم ایران را لبریز نموده اند و با اعمال خشونت در این روزها بر خشم مردم افزوده و احساسات را تحریک می کنند .

 

نکته دوم نزاع درون حکومتی و تقابل دو قطب اصلی در درون نظام است ، هریک از طرفین نزاع آگاهند که اگر در این ماجرا گامی به عقب نهند شکست بزرگ و یا حتی خانمان براندازی را برای آنان در پی خواهد داشت . آقای خامنه ای و دولت کودتا می دانند که با عقب نشینی از مواضع فعلی و پذیرش ابطال انتخابات ، گزینه های دیگری نیز مطرح خواهد شد که پایه های لرزان برقراری آنان را فروخواهد ریخت و از سوی دیگر اصلاح طلبان آگاهند با توجه به جو اخیر و بازداشتهای گسترده در صورت شکست عاقبتی هولناک در انتظارشان است . بنابراین بر مواضع خود اصرار نموده و از تمامی ابزار و امکانات برای پیروزی استفاده خواهند کرد .

 

در واقع در این ماجرا مثلثی بوجود آمده که یک ضلع آن ، آقای خامنه ای و دولت کودتا ، ضلع دوم اصلاح طلبان و ضلع سوم ملت ایران هستند . خوشبختانه به دلیل وجود موضوعی مشترک بنام تقلب در انتخابات و نادیده گرفتن آرا مردم دو ضلع این مثلث در صحنه مبارزه کنار یکدیگر قرار گرفته اند . وجود این دو کنار یکدیگر با توجه به توان برخی از اصلاح طلبان در جذب بخشی از نیروهای درون حکومتی به دلیل پیوندهای گذشته و همینطور توان مردم در به چالش کشیدن حاکمیت زور با اعتراضات مسالمت آمیز و بری از خشونت و همچنین حمایت مجامع بین المللی از ملت ایران ، می توان افق بسیار روشنی را در آینده ایران نظاره کرد .   

   

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 13:8 توسط خادم وطن |