دوشنبه بیستم خرداد 1387

"هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق"
بغضي نشسته در گلويمان،و سكوت همه عمر با شكست استخوانهايمان در زير اين اندوه جانكاه شكسته مي شود.
پاهايمان لرزان و تپش قلبها يمان چونان قلب پرنده اي اسير قفس، جان را به لب رسانده است .
و باورمان نمي آيد كه آنچه ديروز گذشت ثبت خاموشي يك عشق بود.
عشقي كه آسماني نبودكه به آسمان پر كشد و هيچ شود.او زميني انديشيد و آسمان چيره انديشه اش گشت.
قدسي نبود . عاشقي بود بي مدعا و آنچه كه مي گفت آيه هاي جاودانگي دوران بود.
اوگذشته را مي جست و در آينده مي زيست و حال را همه عشق فاش مي گفت.
او "فرهاد "بود اما نه در پي شيرين "كه معشوقش خاك بود و خون "
يك سال از درگذشت شادروان "دكتر پرويز ورجاوند" گذشت.
يكسالي كه بر ما چونان عمري غمگنانه به سر آمد. ياد او ماند با خاطره اي از شيدايي ميهن پرستي كه همه عمر همچو كوه هاي سر به فلك كشيده زاگرس و البرز به راستي كوه بود در برابر آنان كه ميهن را ويرانه اي بيش نمي خواستند و شب انديش بودند.
بدينوسيله "
ياد آن ابر مرد را در يكمين سالروز پيوستن به خاك اهورايي ميهن،گرامي داشته و ادامه راه پر رهروش را آرزومنديم.
روانش شاد و يادش گرامي باد
سازمان مهندسان جبهه ملي ايران
تهران 20خرداد 1387 خورشيدي
