<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایران آزاد </title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/</link>
<description>تلاش برای استقرار حاکمیت ملی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Dec 2009 16:04:02 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پیام مهندس عباس امیرانتظام به مناسبت سی امین سال بازداشت</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-311.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;H1 class=title align=center&gt;&lt;FONT color=#009900 size=5&gt;همراه مردم تا پای جان ایستاده‌ام&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;DIV class=tabs&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=node&gt;
&lt;DIV class=date-node&gt;شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;H3&gt;به بهانه سی‌امین سال زندان&lt;BR&gt;همراه مردم تا پای جان ایستاده ام&lt;/H3&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;در تاریخ 28/9/1358 اولین روز زندان را تجربه کرده و وارد دنیایی شدم که هیچ شباهتی با دنیای آشنای من نداشت. از همان لحظه‌ی اول خیالات زیادی با تنهایی من همراه شد. گذراندن 550 روز در سلول انفرادی زندان، لحظات با خود زیستن را به من آموخت. با فضای فیزیکی زندان به سرعت کنار آمدم. روحم اما از فراز سر نیزه های زندانبانان به پرواز درآمد و آزادی مرا بیمه کرد. من آزاد بودم چون روحم آزاد بود، آزاد بودم چون شرف و غرور انسانیم در مسلخ خصم ذبح نشده بود. نبرد سرنوشت ساز و طاقت فرسای من با دست های خالی با زندانبانان آغاز شده بود. فریاد خشن و زمخت کارگزاران جهل و جور در گوشم طنین انداخت، تسلیم شو ای اسیر، تو هیچ نیستی و من ایستادم چون اسیر نبودم بلکه کسی بودم آری یک ایرانی بودم. بارها و بارها مرا در فضای اعدام های ساختگی قرار دادند و شب های زیادی را در سلول مخصوص زندانیان سپری کردم. شکنجه از پس شکنجه، ضرب و شتم، تحقیر و توهین، ناسزا، انفرادی و محرومیت از دیدار فرزندان را تحمل کردم. دفاع از شرف انسانی هزینه سنگینی دارد و من آماده پرداخت آن بودم و پرداختم و تا نفس دارم از پرداخت هیچ هزینه ای برای دفاع از شرف ایرانی و انسانی خود دریغ نخواهم کرد. من ایستادم و پایداری را آموختم. با عشق و پایداری به دل‌ها راه یافتم و عزیزترین عزیزانم را در سخت ترین روزهای زندان و در میان سلول‌ها یافتم. زلال و روان، عشق ورزیدن با عاشقان راه آزادی را تجربه کرده و خود را شناختم. در پی پرواز عاشقانه یاران در بند طی سال‌های سیاه، که مملو از خشونت و نفرت بود، خون گریستم و در خشم و اندوه خود فرو رفتم و اما چون تندر ایستادم و با خود عهد بستم که در هر فرصتی خطر کرده و جنایات دژخیمان را افشاء نمایم و صدای خاموش یارانم را با تمام وجود فریاد بکشم. برای آزادی جسم خود، روح خود را قربانی نکرده و در انجام وظیفه وجدانی خود یک دم کوتاهی نکردم. سی سال لحظه به لحظه درس پایداری و عاشقی آموختم و با الهام از سرچشمه‌ی زلال شرف و عزت ایرانی در مقابل تعدی و تهاجم به غرور ایرانی در کنار کوشندگان راه آزادی ایستادم و خطر کردم. &lt;BR&gt;و امروز بسی خوشحال و سرافرازم که در دریای خروشان مبارزات مردم ایران همچون قطره ای روان و جاری هستم. من برای رسیدن به این دریای امید و حیات، سی سال و لحظه به لحظه شرایط سخت زندان را زندگی کرده و منزلت آزادی را ارج گذاشته ام و چه سعادتی بالاتر از این که از نفس نیافتاده و همراه مردم سلحشور و شجاع ایران همچنان پا برجا هستم. &lt;BR&gt;سی سال پیش جامعه‌ی ما تصویر بسیار متفاوتی از امروز داشت. خیابانهای ملتهب کشور زیر پای مردان و زنانی که اعدام من و دیگر وطن پرستان ایران را فریاد می‌کشیدند تسلیم شده بود. اما امروز فضای کشور از رنگ غرور و امید و دانایی پر شده و دنیا چهره ایران واقعی را به تماشا نشسته و دانایی و شهامت ایرانی را تحسین می کند. در سی سال پیش گوش‌ها از هیاهو و غوغای فریبکاران پر بود و جایی برای شنیدن فریاد من نبود. من فریاد میزدم که ملت ایران شایسته سرنوشت بهتری است. برای حق تعیین سرنوشت خود، این ملت، آمادگی کامل دارد و قانون اساسی باید در مجلس موسسان منتخب ملت تصویب شود و مجلس خبرگان باید منحل گردد. طوفان تند انقلاب چشم و گوش‌ها را بسته بود. &lt;BR&gt;دلایل بازداشت من به دست دانشجویان کم دانش و بی تجربه ساخته شده بود و خیابانهای پر التهاب کشور نیز بر صندلی قضاوت تکیه زده بود. حکم اعدام من بی هیچ محاکمه‌ای صادر شده بود و گریزی از سرنوشت نبود. من خطر کرده بودم و انقلاب از منطق خود پیروی می‌کرد. من می‌بایستی برای آزمونی سخت خود را آماده می‌کردم. هیچ آموزگاری وجود نداشت، باید از خود و یاران دربندم می‌آموختم و آموختم که هر انسانی کوهی از مقاومت و پایداری است. اطمینان از بی گناهی‌ام منبع قدرت روحی من گشته و من لحظه به لحظه با این کوه پایداری در قله های روح خود آشنا می‌شدم. این چنین بود که در طول سی سال گذشته من هزاران بار در وجود خود متولد شده و برای مقاومت و پایداری بیشتر آمادگی کسب نمودم.&lt;BR&gt;در سال سی‌ام مقاومت، من با احساس جدیدی روبرو بوده و زندگی متفاوتی را تجربه می‌کنم. من در کمال مسرت شاهد یکی از زیباترین دوران زندگی سیاسی ایران هستم و جوانه زدن شادابی و طراوت زندگی به دست فرزندان شایسته و غرور آفرین کشورمان ایران به من جان دوباره بخشیده است تا آنجا که خود را در کنار این موج خروشان، خوشبخت تر از هر زمان دیگری می بینم. در طی این روزها در احساس دوگانه ای به سر برده‌ام. اشک شوق و اشک سوگواری، شادی و اندوه تا اعماق وجودم را تکان داده است. از یک سو در کنار این درخت ستبر و تنومند می‌بالم و قد می‌کشم و در سوی دیگر در غم و اندوه شکنجه و قتل یارانم می‌خروشم و می‌سوزم. ایران سراسر شور است و شعور. عشق است و غرور. بیم است و امید. بدون هیچ اغراقی من چون قطره‌ای بی قرار به دنبال سیل خروشان روان هستم و از اینکه سی سال از عمر خود را در رویای این روزها سپری کرده‌ام، سرشار از لذت و غرور هستم. من هم به شیوه‌ی خود با این مبارزات مدنی و جهت گیری و غایت آن با جان و دل همراه می‌باشم. من در اعلامیه‌ها و بیانیه‌های خود در گذشته از این شیوه‌ی مبارزاتی و حق تعیین سرنوشت مردم بسیار گفته‌ام (به ویژه در &quot;&lt;A href=&quot;http://iran-amirentezam.com/node/20&quot;&gt;رفراندوم، چرا و چگونه؟&lt;/A&gt;&quot;، &quot;&lt;A href=&quot;http://iran-amirentezam.com/node/21&quot;&gt;اصول میثاق ملی ایران برای شکل دهی حکومت دموکراتیک&lt;/A&gt;&quot;، &quot;&lt;A href=&quot;javascript:void(0);/*1261146195757*/&quot;&gt;گام به گام به سوی اجرای میثاق ملی&lt;/A&gt;&quot;، &quot;&lt;A href=&quot;http://iran-amirentezam.com/node/33&quot;&gt;دعوت برای تشکیل کنگره ملی&lt;/A&gt;&quot;، &quot;&lt;A href=&quot;http://iran-amirentezam.com/node/133&quot;&gt;گذار مسالمت آمیز به دموکراسی&lt;/A&gt;&quot;، &quot;&lt;A href=&quot;http://iran-amirentezam.com/node/162&quot;&gt;نامه به دبیرکل سازمان ملل&lt;/A&gt;&quot;).&lt;BR&gt;تعدادی از دوستان با احساس مسوولیت و از سر دلسوزی، به من خرده گرفته اند که چرا سکوت کرده ام. در پاسخ باید بگویم آنچه که در طی سال‌های گذشته انجام داده یا از انجامش خودداری نموده ام، همه و همه با احساس مسوولیت شدید نسبت به سرنوشت جنبش ملی رو به رشد مردم ایران می‌باشد. ارزیابی من این بوده و هست که رفتار و عملکرد نسنجیده من در این شرایط نه تنها موجب تقویت جنبش نمی‌شود، بلکه با توجه به نحوه‌ی شکل گیری و ساختار و مدیریت جنبش ورود مستقیم و متمایز من می‌تواند آن را در معرض تهدیدات و تهاجمات بیشتری قرار دهد و هزینه‌های آن را به شدت افزایش دهد، این خطر نیز وجود دارد که شکاف‌هایی در صفوف مبارزان ایجاد کند و از طرف دیگر ممکن است این سوء تفاهم را دامن زند که من به دنبال سهم خواهی و طرح مطالبات خود هستم. و همه اینها در شرایط موجود به ضرر جنبش ملی ایران می‌باشد. من این سکوت معنی دار، سنگین و دردناک را (اگر اسمش را بتوان سکوت گذاشت) با عشق و امید به پیروزی جنبش بر خود تحمیل کرده ام. در مقابل فشارها، تهمت‌ها و کنایه‌ها ایستاده و با الهام از روح بلند و استوار این خیزش تاریخی بر احساسات خود غلبه کرده و بسیار خوشحال هستم که در پرتو درس‌های این حرکت پر خروش، نگاهم را به زندگی و آینده، نو کرده ام. یکی از ویژگی‌های این جنبش و شادابی آن این است که همه اعضای آن به صورت برابر و بدون هیچ تشخص و تمایزی و بدون تعلقات حزبی و گروهی، همانند اعضای یک پیکر بهم پیوسته می‌باشند. چه افتخاری بالاتر از اینکه من هم عضو کوچکی از این پیکر ستبر و تنومند باشم. هر پنداری غیر از این موجب سردرگمی در دفاع از حق حاکمیت و حق سرنوشت ملت ایران است. &lt;BR&gt;جنبش کنونی ایران در امتداد انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت بوده و از پشتوانه بسیار قوی برخوردار است. بیش از یک قرن است که ملت ایران برای حق تعیین سرنوشت دموکراتیک مبارزه می‌کند و از کلیه‌ی شیوه‌های مبارزاتی در این مسیر بهره برده است ولی با درس آموزی از تجارب گذشته و انتخاب مسالمت آمیزترین شیوه مبارزاتی، هم اکنون تحسین جهان را برانگیخته است. باید مراقب بود که آفت احساسات خام، شتابزدگی و بی تدبیری عظمت این جنبش را کم رنگ نکند. حرکت تاریخی مردم ایران از ظرفیت و قابلیتی برخوردار است که با شیوه‌ی مدنی به پیروزی برسد.&lt;BR&gt;امروز و در این شرایط تاریخی، امیرانتظام نیز نامی است همچون بی شماران نامی که هر روز خطر کرده و در این دریای خروشان جاری می‌شوند. میلیونها &lt;STRONG&gt;ندا&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;سهراب&lt;/STRONG&gt; با جان فشانی و شجاعت در کمال فروتنی و گمنامی، تصویر بسیار زیبا و غرور آفرین از ایران در دنیا خلق نموده و می‌نمایند. این جنبش با نام و جان جوانان وطن، پر آوازه و شکست ناپذیر شده و در مسیر رسیدن به نتیجه نهایی از خلاقیت و ابتکار جوانان آینده‌ساز بهره گرفته و به پیش می‌تازد. این جنبش در کمال پختگی از خرد و مدیریت جمعی بهره گرفته و متناسب با شرایط زمان، خود را سازماندهی می‌کند. من هم در حد توان و تجربه خود در خدمت مبارزات سرنوشت ساز ملت ایران هستم. پایداری، اتحاد و همبستگی هوشمند ما ضامن پیروزی این جنبش می‌باشد. پیروزی‌های بدست آمده نباید ما را مغرور نماید، هنوز راه درازی در پیش است. این کار بزرگ دشواری‌های خود را دارد. آگاهی به این دشواری‌ها، توان مبارزه را بالا می‌برد. هر کسی در هر مقام و موقعیتی باید امیدوار باشد که نفع او و خانواده اش در پیوستن به صف‌های جنبش می‌باشد و راه ورود به آن برای هیچ ایرانی بسته نیست. کسانیکه در مقابل مردم قرار دارند و افرادی که در پیوستن به صف‌های مردم هنوز دچار تردید و دو دلی هستند، بدانند که فرصت‌ها به سرعت از دست می‌رود و پشیمانی فردا سودی برای آنها نخواهد داشت. &lt;BR&gt;از فرصت استفاده کرده و یاد همه جان باختگان راه آزادی را گرامی داشته و در کمال فروتنی به همه‌ی آنها ادای احترام می‌کنم. به عنوان نمادی از کاروان سرافراز عشق و ایثار از سه آذر اهورایی &lt;STRONG&gt;شهید قندی&lt;/STRONG&gt;، &lt;STRONG&gt;رضوی&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;بزرگ‌نیا&lt;/STRONG&gt; یاد نموده و به روح پر فتوت عزیزان دلبندم &lt;STRONG&gt;پروانه و داریوش فروهر&lt;/STRONG&gt; درود فرستاده و یاد کوشندگان راه آزادی، &lt;STRONG&gt;پوینده&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;مختاری&lt;/STRONG&gt; و همه شهدای سی سال گذشته در قلبم همیشه زنده و پر فروغ خواهد ماند. بهترین درودها و آرزوهای خود را به زنان و مردان پر شور و شجاعی که در آذر ماه امسال حماسه آفریدند، تقدیم می‌کنم.&lt;BR&gt;ای هم میهن، صبح پیروزی دمیده است و آفتاب امید لحظه به لحظه آسمان ایران را فرا می‌گیرد. حق تعیین سرنوشت بدست فرزندان آگاه و دلیر این مملکت تحقق می‌پذیرد. شکوفه‌های انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن نفت، نوید بهار پر طراوت آزادی را می‌دهد.&lt;BR&gt;دشمن زخمی و خشمگین است. اقدامات تحریک آمیز هزینه ها را افزایش می‌دهد. روح این جنبش در تمامی دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی ریشه دوانده است. آغوش جنبش برای جذب فرزندان ایران باید همیشه باز باشد. بسیاری از افرادی که امروزه در زندان و یا در میان مبارزان هستند در گذشته نه چندان دور در صف حکومتگران قرار داشتند. لکن امروز در میان ما و شما هستند. مطمئن باشید که هر لحظه بر تعداد مبارزان افزود می‌شود و صف‌های سرکوبگران هر لحظه تهی و خالی می‌گردد. این وحشت زیادی در میان حاکمان ایجاد کرده است. بردباری و گذشت شما میوه‌های شیرینی پرورش می‌دهد. با غلبه بر احساسات خود، کاری بکنیم که همه ایرانیان بدون توجه به رفتارهای گذشته خود، برای رسیدن به فردای بهتر در این جنبش بزرگ سهیم شده و از همین امروز برای پیوستن به صف‌های جنبش از یکدیگر سبقت بجویند. ما باید در اندیشه توسعه، آزادی و آبادانی کشورمان باشیم و با حس انتقام جویی مقابله کرده و اجرای عدالت را به دستگاه عدالت در ایران آزاد واگذار نماییم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاینده باید ایران. &lt;BR&gt;سرافراز باد مردم دلیر و شجاع ایران، که پویندگان واقعی راه آزادی و آزادگی می‌باشند.&lt;BR&gt;عباس امیرانتظام&lt;BR&gt;28/9/1388&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 16:04:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=311</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-311.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سی امین سالگرد بازداشت مهندس امیرانتظام</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-310.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;سی سال مقاومت عباس امیرانتظام&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;سرمشق مبارزات میهن پرستانه ملت ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  زمانی چشم بر این جهان گشود که ایران ، در میانه حاکمیت استبدادی پهلوی اول قرار داشت و غبار خفقان و دیکتاتوری سراسر کشور را تیره ساخته بود . پدرش از میهن پرستان و روشنفکران بازار بود و دوران نوجوانی و بلوغ را در کتابخانه او و محافل گفت و شنود یاران پدر، که همواره آزادی خواهی و میهن دوستی در کلامشان وجود داشت طی کرد ، تا در سال 1327 که در دبیرستان دارالفنون تهران ، دوران متوسطه را می گذراند با الهام از آموزه های پدر ، در جنبش ملی شدن صنعت نفت ،یار و همراه نهضت ملی ایران باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; با اندوه بی کران کودتای سیاه بیست و هشت امرداد را نظاره کرد و از جمله اولین افرادی بود که در کنار شادروان آیت الله زنجانی ، در حلقه شورای نهضت مقاومت ملی ایران قرار گرفت و به نمایندگی از آن شورا ، خطر بر جان خرید و نامه اعتراض نهضت مقاومت را نسبت به کودتا ، به معاون نیکسون در تهران تحویل داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تاریخ زندگانی مهندس عباس امیرانتظام در دوران جوانی با تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در فرانسه و آمریکا ورق خورد تا با بازگشتش به ایران ، قدم در راه سازندگی و آبادانی میهن نهد بی آنکه لحظه ای از مرام همیشگی اش که در کلاس درس مصدق آموخته بود ، کوتاه بیاید و همواره در طول این دوران به عنوان مبارزی صادق ، شجاع ، آگاه و قابل اعتماد و اتکا در محافل و حلقه های میهن پرستان و ملیون ایران حضور داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پس از انقلاب پنجاه و هفت و تشکیل دولت موقت توسط شادروان مهدی بازرگان ، با توجه به دانش سیاسی ، میهن دوستی و شناخت بر او ، از سوی رئیس دولت موقت به همکاری فراخوانده شد تا به عنوان معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت ، زندگی سیاسی جدیدی را آغاز نماید . اما گویی ستارگان میهن پرستی و آزادیخواهی چنان پرفروغند که چشم تنگ استبدادیان ، یارای دیدن آنان را ندارد و تنها خاموشی و به بند کشیدن آنان است که مجال ظلم و ملت ستیزی را مهیا می سازد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مهندس عباس امیرانتظام که در تدوین اولین قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب نقشی اساسی داشت – قانونی مترقی و مبتنی بر حاکمیت ملی و حقوق شهروندی که توسط حلقه تمامیت خواهان به کنار انداخته شد –  و همچنین تدوین لایحه انحلال مجلس خبرگان که با پیگیری ، آنرا به تصویب هیئت دولت رساند ، مورد غضب و خشم آنانی قرار گرفت که چون اژدهایی هفت سر مخالفان و آزادیخواهان را یک به یک از سر راه بر می داشتند تا بر اریکه قدرت چون امروز تکیه زنند و مخالفی نماند تا رویای چنبره بر سرمایه های ملی و قدرت را بر آنان تلخ نماید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کلاغکان شوم استبداد به پرواز آمدند و چون یافتند که او را درد میهن است و دلش در گرو مردم ، ره به افسانه و دروغ سپردند ، سندها ساختند و بهانه ها جستند ، تا امیرانتظام ، این مانع مستحکم و نگهبان آزادی را از سر راه بر قدرت رسیدن خود و اربابان تمامیت خواهشان کنار گذارند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; او که در آن روزها به دلیل فشارهای فراوان قدرتمداران ، از سوی مهندس بازرگان و برای کاهش تهدیدها بر او ، به عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی به اروپا رفته بود ، توسط وزارت امورخارجه به تهران فراخوانده شد و پس از بازداشت ، یک سال و نیم در سلول انفرادی حبس شد و سپس با جرم تلاش برای انحلال مجلس خبرگان ، مخالفت با نظام ولایت فقیه و اتهام جاسوسی ، به حبس ابد محکوم گردید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  اتهام جاسوسی که بخش گسترده ای از حاکمیت و حتی بازجویان وی به دروغ بودن آن اذعان داشته اند . والبته چه بی رحم است این طبیعت و این روزگار که بازجویان و اتهام زنندگان به وی که خود مبتکر آن بازی خطرناک سندسازی و جاسوس خوانی دیگران بودند ، به اتهام جاسوسی بعدها به زندان افکنده شدند .  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیست و هشت آذرماه سی سال تمام خواهد بود که اسطوره مقاومت و استبداد ستیزی به بند قدرت مداران اسیر است . بندی که در آن چه ها که ندیده ! به چشمانش که بنگری از عمر در بند گذشته حسرتی ندارد ، اما آنجا که از جوانان و فرزندان دربند ایران زمین سخن می گوید ، حسرتی بزرگ از آنچه می توانست در ایران باشد و نیست موج می زند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایستادگی و روشنگری اش در برابر دروغ و پایه گذاری حکومتی قرون وسطایی ، در آن شب هنگام ، که تیرگی ایدئولوژی رنگ از رخسار منطق ربوده بود و همچنین استقامت و پایداری اش طی سی سال در زندان ، نام پرفروغش را بعنوان رادمردی آگاه ، میهن پرست و آزادیخواه ، در کتاب بزرگ مردان تاریخ ایران جاودانه ساخت تا امروز نامش و مشی اش ، سرمشق مبارزات فرزندان ایران و الهام بخش مقاومت آنان تا رهایی ایران از سیطره ظلم و بیداد باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; برقرار و استوار باد اسطوره مقاومت ، میهن پرستی و ملت دوستی ، عباس امیر انتظام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 04:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=310</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-310.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وامی که بختيار از استلانيسلاوسکی برای خليل ملکی گرفت! رحيم شريفی</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-309.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;برگی از تاريخ: داستان خليل ملکی و دکتر شاپور بختيار&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای بهرام شفيعی يکی از فعالان ملی که در انگلستان زندگی می‌کند در ديداری که در پاريس دست داد، داستان مخالفت بختيار با عضويت شادروان خليل ملکی در شورای جبهه ملی را عنوان کرد و چگونگی آنرا پرسيد. حضور آن بزرگوار عرض کردم که پاسخ به اين سئوال ايجاب می‌کند ابتدا در بارة صحت اصل مطلب بررسی کنيم که آيا اين ادعا واقعيت دارد يا نه؟ اين خبر و شايعه ناشی از انتشار خاطرات دکتر سنجابی در «اميدها و نااميدی‌ها» بود که ايشان در صفحه ۲۰۴ خاطراتش آورده است که: «خليل ملکی از حزب توده انشعاب کرد بعد هم از حزب زحمتکشان ولی بنده و چند نفر ديگر عقيده داشتيم که خليل ملکی هم بايد در شورای جبهه ملی شرکت کند ولی عده‌ای جداً با او مخالف بودند که عبارت بودند از مرحوم کشاورز صدر و دکتر بختيار و مهندس بازرگان و خنجی و حجازی» با توجه به نوشتة آقای دکتر سنجابی، مخالفين آمدن خليل ملکی به جبهه ملی پنج نفر بوده‌اند در صورتيکه در شورا ۳۶ نفر حضور داشتند و اگر عضويت آقای خليل ملکی در شورا مطرح می‌شد حتماً رأی کافی می‌آورد حالا چرا عضويت ايشان در شورا مطرح نمی‌شد دليل ديگری داشت که در اينجا خواهم نوشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ريشة اين ماجرا در اختلاف شديد خليل ملکی با خنجی و حجازی بود زيرا آنها ادعا می‌کردند که خليل ملکی از دربار پول می‌گرفته است اين اتهام و اشاعة آن موجب شد که آنها از هم جدا شدند. خليل ملکی جامعة سوسياليست‌ها را بوجود آورد و خنجی و حجازی هم حزب سوسياليست‌ها را راه انداختند چون شايعة پول گرفتن خليل ملکی بالا گرفته بود و از طرف حزب توده و بخصوص خنجی و حجازی به آن دامن زده می‌شد شورای جبهه ملی آقايان دکتر صديقی و اصغر گيتی‌بين و دکتر سنجابی را مأمور رسيدگی به اين ماجرا کرد که اين آقايان پس از بررسی آن را رد کردند و غير واقعی بودن آن شايعه را اعلام نمودند. واقعيت اين بود که آقايان خنجی و حجازی با نفوذ در دکتر سنجابی به کارگردان اصلی در جبهه ملی تبديل شدند و طرح حزب بزرگ را بجای جبهه ملی مطرح و برای اجرای اين نظر سازمان خود را طی اعلاميه‌ای منحل اعلام نمودند که در کنگره (ديماه ۱۳۴۱)، حزب ايران و حزب ملت ايران با اين نظر به شدت مخالفت نمودند و اعلام داشتند که اين تصميم مغاير با خواست و پيشنهاد رهبر جبهه ملی است که صراحتاً در نامه‌ای از احمدآباد خطاب به مسئولين جبهه ملی خواستار تشکيل جبهه ملی از نمايندگان نيروها شده بود. با توجه به توضيحاتی که داده شد روشن می‌شود که عدم حضور خليل ملکی در شورای جبهه ملی وجود خنجی و حجازی در آن شورا بود. بارها دوستان از خليل ملکی خواهش نمودند که عضويت شورا را بپذيرد ولی ايشان هر بار صراحتاً اعلام می‌کردند که با حضور خنجی و حجازی در شورا، حضورش در آن مجمع منتفی است بخصوص که ايشان هم مانند دکتر مصدق به حجازی مشکوک بود و او را عامل بيگانه می‌دانست. اين‌ها دلائل واقعی عدم حضور خليل ملکی در شورای جبهه ملی بود که رنود شرانديش آنرا به پای بختيار نوشتند که بختيار گفته است خليل ملکی می‌آيد و در جبهه ملی انشعاب راه می‌اندازد در صورتيکه بختيار نسبت به خليل ملکی احترام فوق‌العاده و ارادت داشت و او را از هر لحاظ بعنوان فردی آگاه و کاردان می‌ستود. برای اينکه از اخلاص بختيار نسبت به خليل ملکی آگاه شويم مطلبی را که در صفحه آخر کتاب خاطرات سياسی محمدعلی همايون کاتوزيان با خط خودش نوشته و در نزد نگارنده موجود است در اينجا می آورم:&lt;BR&gt;«استلانيسلاوسکی خداوند تئاتر روسيه را عقيده است که برای درک نقش، بايد روح و پوست و خون را به نقش بخشيد (نقل به مضمون از کتاب تئوری پرورش هنرپيشه) برای درک ملکی بايد با اين رهنمود به او نزديک شد يعنی او را لمس کرد نه مطالعه.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضروری است به اين نکته هم اشاره کنم که نوشته آقای دکتر سنجابی در صفحه ۲۰۴ خاطراتش «اميدها ونااميدی‌ها» راجع به نفوذ بازرگان در شورای جبهه ملی با آنچه در صفحه ۲۱۸ خاطراتشان آورده‌اند مغايرت دارد. آقای دکتر سنجابی در صفحه ۲۱۸ بدنبال شرح کامل اهانت نهضت آزادی طی اعلامیة پلی‌کپی شده با اسم به آقايان دکتر صديقی و باقر کاظمی و الهيار صالح اهانت و توهين نموده بودند که بدنبال مشاجره، آقايان بازرگان و سحابی جلسه شورا را ترک کرده و بنا به نوشته آقای سنجابی ديگر در جلسات شورا شرکت نکرده‌اند. که با توجه به اين نوشته روشن می‌شود که آقای بازرگان اصلاً در جلسات شورا حضور نداشته است که حرفهايش در آن موقع بنا به آنچه در صفحه ۲۰۴ آمده در شورا خيلی اثر داشته باشد. در کنگره نيز در ديماه ۱۳۴۱ در منزل حاج قاسميه در تهران‌پارس آقای بازرگان در کنگره حضور نداشتند آقای شيبانی پيشنهادی برای عضويت ايشان در شورا را عنوان کردند که با سخنرانی بسيار تند آقای دکتر صديقی عليه بازرگان موضوع منتفی و به رأی هم نرسيد بنابراين آنچه در خاطرات آقای دکتر سنجابی آمده درست نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعيت اين بود که بازرگان و دار و دسته‌اش هيچگاه با جبهه ملی تفاهم و همکاری نداشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاريس، آذرماه ۱۳۸۸ ـ دسامبر ۲۰۰۹&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;رحيم شريفی&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:01:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=309</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-309.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مبارکتان باد این پیوند</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-308.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای پیمان و سمیرای گرامی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین بار که تازیانه استبدادیان کبودش ساخت و چماق کین سرش را شکافت و نامش در دادگاه انقلاب به مجرمیت و در دفتر مبارزات سیاسی به آزادیخواهی ثبت شد تیر ماه هفتاد و هشت بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن روزها که دانشجویان در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده شدند ، قهرمان تبریزیان ، چون همیشه تاریخ ایران ، آزادی را فریاد زدند و بر سینه ظالمان کوفتند و حمایتگر همرزمان آزادیخواه در کوی دانشگاه تهران گشتند . او نیز در میان آنان بود هر چند هنوز دانشجو نبود . شبانگاه اعتراضات تبریز ، خانواده دلنگران در پی فرزند ، حتی سر به پزشکی قانونی کشیدند و نا امید با دیدگان گریان و اشک آلود بازگشت دوباره او را به انتظار نشستند . ساعت ها گذشته از نیمه شب  ، پیمان هفده ساله با سری بانداژ شده ، صورتی زخمی و بدنی کبود ، با پای برهنه و زخم وارد منزل شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دل نگرانی مادر را می دید و در کنار دلداری ، درد دلها با او داشت از آنچه که دیده بود . از خشم و باتوم و گلوله ، از خون و وحشت و بند . دبیرستان درس می خواند اما گویی از دبستان دانشجوی مدرسه آزادی بوده و آب و تابش در آن روزها ، چنان خاطره ای ماندگار برای مادر ساخت تا امروز به یاد فرزند دربندش برای دوستان ، بیان سازد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز نیز همچنان آزادیخواهی جرمش است و زندان جزایش . پیمان عارف که حضورش در دانشگاه ، تاب قدرتمداران را طاق می کرد و زندان و بند مهارش نمی ساخت ، سه ستاره گشت و در آستانه دفاع از پایان دوره کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران که با رتبه سوم وارد آن شده بود ، از تحصیل محروم گشت و حتی تبعید گاه های حاکمان نیز از پذیرش وی سر باز زدند تا نکند پرچمی از آزادیخواهی نیز در آنجا افراشته شود . اما نامی با مسما بر اوست ، او بر سر پیمان ایستاده و هرجا فریادی برای آزادی و سربلندی میهن است در بطن ماجراست . همانجا که رهبران کودتا ، به دروغ از عدم وجود دانشجوی محروم از تحصیل سخن می راندند ، رسواگرشان شد و خشم بر خشم آنان افزود تا سندی دیگر از پلشتی و دروغ در پرونده سیاه آنان به یادگار گذارد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما باز اوین امانش نداد و در آستانه حماسه های پرشکوه تیرماه هشتاد و هشت ملت ایران ، به مهمانی فرا خواندش تا ادامه تحصیلش را اینبار در استقامت مقابل استبداد مهیا سازد . مهمانی که در آن تهدید و تحقیر مراودات آن بود و شکنجه و انفرادی و کتک غذای مهیا شده ی میزبان . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهمش نبود چراکه آزادی و آزاد اندیشی مرامش است و اینان موانع راه آن و همچنین مهمش نبود زیرا دلداده ای دارد که در همه حال در کنار اوست و همواره یاورش . هرچند دیوارهای بلند اوین فاصله میان آنان افکنده ، اما عشق پاک ، دیوار و سیم خاردار نمی شناسد و پیوند عشق را هیچ بندی یارای بستن نیست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو پرنده عاشق ، یکی در قفس صیاد و دیگری در تکاپوی رهایی یار و گردان به دور قفس ، پیوندی مبارک داشتند . نهم آذر ، روز به یاد ماندنی بود ، روزی که پیمان عزیز و سمیرای گرامی دیوارها را شکستند و عقد و پیمانی دائمی بستند . پیمانی که خطبه خوانش شیخ جوانمرد اصلاحات ، مهدی کروبی بود و شاهدانش عبدالله و احمد و ... در اوین . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مبارکتان باد این پیوند و چون پیمانتان با آزادی همواره جاودان باد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 13:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=308</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-308.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر بیانیه شصتمین سال تاسیس &quot;جبهه ملی ایران&quot;(اشکان رضوی)</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-307.aspx</link>
<description>بمناسبت شصتمین سال تاسیس جبهه ملی ایران در تاریخ دهم آبان 1388 بیانیه ای کوتاه و نارسا از طرف جبهه ملی ایران انتشار یافت که متاسفانه کم و کاستیهایی درآن دیده میشد در حالیکه انتظار می رفت به این مناسبت جبهه ملی اقدام به انتشاریک مجموعه کامل ازکلیه فعالیتهای سیاسی و فراز و نشیب های بیش از نیم قرن مبارزه جبهه ملی ایران برای آگاهی نسل جوان و ثبت در تاریخ انتشار میدادکه چنین نشد.و اما تاسف بار تر آنکه با گذشت بیش از یک ماه از انتشار این بیانیه نیم بند و نا راست ،تا کنون هیچ نوشتاری در رد موارد نادرست این بیانیه از سوی پیشکسوتان جبهه ملی ایران که خوشبختانه در قید حیات هستند منتشر نشده است.
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  انتقاداتی به بیانیه منتشره وارد است که پرداختن به تمام نکات آن در این کوته نوشته امکان پذیر نیست ولی باید به یک نکته بسیار مهم و با اهمیت و نادرست که گزینشی در آن بیانیه جای داده شده توجه کرد....((&lt;B&gt;در سا ل 1364 و در بحبوحه جنگ ایران با رژیم بعث عراق،باقیمانده اعضای شورای مرکزی داخل کشور که از زندان بیرون بودند در یک جلسه فوق العاده پس از بحث و بررسی مفصل به این جمع بندی رسیدند که تا کشور در حال جنگ با دشمن خارجی است جبهه ملی ایران باید به کار تشکیلاتی خود بپردازد و ازبر خورد و مبارزه علنی با حاکمیت موقتا خود داری نماید......))&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این جلسه مورد ادعا تا کنون از طرف هیچ یک از اعضا شورا که در آن زمان حضور داشتند و افرادیکه امروز خوشبختانه حیات دارند نه تنها تایید نشده بلکه قویا تکذیب نیز شده است.و این مطلب تنها تراوشات ذهنی چند نفر معدود بوده که بدینوسیله می خواهند 13 سال سکوت و کناره گیری خود را از جبهه ملی توجیح کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آری حقیقت این است که در سال 1364 طی دعوت از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی،قبل از سال 1360 و چند نشست به قول نویسنده «&lt;B&gt;جزوه دهه شصت در سال1386&lt;/B&gt;»تداوم جلسات امکان پذیر نگردید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و در سال 1373 زمینه فعالیت سیاسی فراهم شد و آقایان به صحنه آمدند. کسانیکه در طول 13 پیش از آن بنا به اسناد موجود هر گاه دعوت به فعالیت می شدند در پاسخ بیان می داشتند &quot;که ما حرفهای خودمان را در سال 60 گفته ایم و در فرصت مقتضی حرکت بعدی خودمان را شروع خواهیم کرد&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و شگفتا اینکه این فرصت در سال 1373 به ناگاه فراهم شد و شورای جبهه ملی به صورت انتصابی و دعوت تجدید فعالیت کرد که همین امر باعث اعتراض گروه بی شماری از باورمندان و عاشقان راستین به منش دموکراتیک جبهه ملی را فراهم آورد و این اعتراض ها به صورت طومار و نامه سر گشاده بارها و بارها عنوان شد تا آقایان نا خواسته تن به تقاضای در خواست پلنوم از طرف امضا کنندگان دادند که خود داستانی بس شنیدنی دارد که طی پنچ سال از در خواست تا اجرای پلنوم چه طرحها و برنامه هایی برای حفظ موقیعت آقایان انجام گرفت تا آنکه سر انجام پلنوم به دلخواه آنها انجام شد نه آنچه که مورد درخواست امضا کنندگان بودوآنچه که به گزارش پلنوم آبان 82 ارزش بخشید عکس شادروان الهیار صالح و حضور حضور بزرگانی که شرکت آنان در پلنوم به عنوان اعضا ی شورا صرفا حفظ نام جبهه ملی ایران بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و این در حالی است که یکی از ارکان اصلی جبهه ملی ایران &quot;هیات تحقیق &quot;است که متاسفانه هیچگاه بر خلاف اساسنامه جبهه ملی ایران هرگز در طول سالهای اخیر تشکیل نشده است. و در صورت تشکیل هیات تحقیق از شخصیت های بی طرف مدارک و حرفهای نا گفته ی بسیاری در مورد پلنوم آبان ماه 1382 قابل بررسی و اثبات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اما بر خلاف ادعای این آقایان انگشت شمار، طبق اسناد و مدارک موجود اکثر اعضای شوراو فعالین جبهه ملی که در آن هنگام درایران بودند همچنان بدون وقفه به فعالیتهای سیاسی خود ادامه دادند.که دلیل بارزآن اعلامیه های منتشره با دهها امضا ذیل آن است . در اینجا به قسمتی کوتاه از فعالیتهای جبهه ملی در آن زمان اشاره می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در سال 1365 در یک گرد همایی همگانی از اعضای شورا و فعالین و نمایندگان کمیته های جبهه ملی تصمیم گرفته شددرچارچوب اساسنامه جبهه ملی ایران زیر نام پوششی &lt;B&gt;«هیئت حسن نیت»&lt;/B&gt;فعالیت علنی جبهه آغاز گردد ،لذا افراد جبهه ملی در سخترین شرایط موجود که نام جبهه ملی جرمی سنگین و مترادف مرتدمحسوب می شد با نام و امضا خود نام جبهه ملی ایران را زنده نگاه داشتند و در تمام مسائل سیاسی روز کشور اظهار نظر کردند،از جمله در مسئله انتخابات با انتشار اعلامیه شدیدالحن با عنوان &lt;B&gt;«آزادی ؟!انتخابات؟!»&lt;/B&gt; به علت نبودآزادی،انتخابات رازیر سئوال بردندوآن راغیرقانونی اعلام کردند.و همچنین در سالروز &lt;B&gt;«22 بهمن »&lt;/B&gt;بیانیه ای با عنوان &lt;B&gt;«آیا انقلاب مسئول است؟»&lt;/B&gt;رسما سر دمداران وقت حکومت را مورد انتقاد قرار دادند و اعلام کردند انقلاب از مسیر خود منحرف شده، در رابطه با مسئله جنگ هشت ساله نیزدر اعلامیه ای تحت عنوان «&lt;B&gt;ملت را به کجا می برید..؟»&lt;/B&gt;ضمن انتقاد شدید از ادامه جنگ فرسایشی خواستار پایان آن شدند(که تمامی این اعلامیه ها خوشبختانه به جهت ثبت در تاریخ موجود است)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تمام بیانیه ها در چار چوب اساسنامه و اهداف جبهه تنظیم شده و درهر یک بارها و بارها نام جبهه ملی ایران آورده شده و هر یک بیش از 40 امضا دارد چنانکه هر خواننده آگاهی به خوبی پی خواهد برد که این بیانیه ها از طرف جبهه ملی ایران انتشار یافته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال چگونه است که آن عده معدودی که تا دیروز به مکانهای امن پناه برده بودند و از هر گونه مبارزه و فعالیت سیاسی دوری می جستند امروز از مخفیگاها بدر آمده و با بیان مطالب کذب و سفسطه و مغلطه می خواهند بر اعمال گذشته خود صحه بگذارند؟ و حتا پا را فراتر گذاشته و با جدیت می کوشند که،مبارزات و هزینه های سنگینی را که دیگرآزادگان در این مدت متحمل شده اند خط بطلان بکشند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; جای بسی تاسف و شگفتی است که اعضاء محترم شورای مرکزی جبهه ملی ایران که هر یک کوله باری از مبارزات شصت ساله جبهه ملی ایران را بدوش می کشند در مقابل این معدود افراد سکوت اختیار می کنند......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقایانی که امروز امور&lt;B&gt;&quot; تبلیغات و تعلیمات!؟&quot;&lt;/B&gt; جبهه ملی ایران را در دست دارند و نشریه منتشر و بیانیه صادر می کنند یا از گذشته جبهه ملی اطلاعی نداشته یا اهمیتی برای آن قائل نیستند که بسادگی نام بزرگانی را که زندگی و عمر خود را صرف اعتلای نام جبهه و رسیدن به اهداف نهضت ملی ایران نموده اند را ندیده می گیرند و حتا در نام بردن از شخصیتها تنگ نظرانه  عمل می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اینجا اسم بردن از افراد زیادی که وقت و عمر خود را به خاطر اعتقاد به اهداف جبهه ملی و ادامه نهضت ملی ایران تقدیم کرده اند بعلت کثرت نام آنها امکان پذیر نمی باشد اما چون در اطلاعیه شصتمین سال تاسیس جبهه ملی به اعضا ء شوراهای گذشته که در قید حیات نیستند گزینشی اشاره شده اسامی بزرگان عضو شورا را که نامبرده نشده را بشرح زیر یاد آور می شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;زنده نامان&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;امیر تیمور کلالی&lt;/B&gt;             عضو شورای مرکزی و عضو شورای جبهه ملی و عضو کابینه دکتر مصدق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;علی اشرف منوچهری&lt;/B&gt;      عضو شورای مرکزی و عضو کمیسیون اساسنامه جبهه ملی در کنگره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ابولفظل قاسمی&lt;/B&gt;             عضو شورای مرکزی و عضو کمسیون سیاسی در کنگره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ابراهیم کریم آبادی&lt;/B&gt;        عضو شورای مرکزی وعضو کمیسیون اساسنامه در کنگره و مسئول سازمان افسران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مهندس عبدالحسین خلیلی&lt;/B&gt;  عضو شورای مرکزی و عضو هیات اجرایی در سال 1339&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;دکتر عبدالرحمان برومند&lt;/B&gt;         عضو شورای مرکزی و مسئول تشکیلات و مسئول سازمان شهرستانها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آیت الله سید باقر جلالی موسوی&lt;/B&gt;      عضو شورای مرکزی و عضو فراکسیون جبهه ملی در مجلس هفتم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;محمد رضا اقبال&lt;/B&gt;           عضو شورای مرکزی و عضو کمیسیون جبهه ملی در مجلس هفدهم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آیت الله سید ضیاءالدین حاج سید جوادی&lt;/B&gt;                عضو شورای مرکزی   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مهندس احمد رضوی&lt;/B&gt;                                             عضو شورای مرکزی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;نصرت الله امینی&lt;/B&gt;                                                   عضو شورای مرکزی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;جلال غنی زاده&lt;/B&gt;                                                     عضو شورای مرکزی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;حسین صدر&lt;/B&gt;                                                          عضو شورای مرکزی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کلیه نامبردگان در اطلاعیه شصتمین سال جبهه ملی و اسامی ذکر شده وسایر فعالین آزادیخواه میهن پرست با نام و گمنام جبهه ملی ایران یادشان همواره زنده است و امید آن است که به زودی مسائل و مشکلات دشمن خواسته درون جبهه ملی ایران بر طرف شده و این سازمان یادگار مصدق بزرگ در کنار جنبش آزادیخواهانه ملت ایران قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;پاینده ایران&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تهران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اشکان رضوی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;11 آذر 1388 خورشیدی    &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 12:24:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=307</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-307.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ضحاکها هشدار ، دماوند مهیاست </title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-306.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قفسها اندر قفس ساخته اند و کوه ها از پیکرها بنا کرده اند . دروغ و ریا که در آیین ما تقبیح می شد و جایی نداشت به رنگ مقدس مزینش ساختند و به وفور پراکنده اش ساختند .  زبان دربندان ، بریده اند و لبانشان را چند لایه دوخته اند . خار و تیغ و عریان شمشیران به راه پر خطر آزادیخواهان برهنه پای افکنده اند . حرمت حرمت داران دریده اند و آبروی آبروداران ،  پیاپی ریخته اند . آزادی را سر بریده و مروجان آن را مصلوب ساخته اند . خانه عدل و داد را بیدادگاه کرده اند و خانه علم و دانش را به آتش کین سوزانده اند و دانشمند و دانشجو را مسلخ و بند و محبس هدیه داده اند . نویسندگان را قلم شکسته اند و خوانندگان و اخلاق پژوهان را دیده بر کف دستانشان نهاده اند . تیغ و دشنه بر فرق روشن بین فرود آورده اند و سرب بر سینه عاشق کاشته اند و طناب و زنجیر نصیب حنجره آوازخوان رهایی ساخته اند . اندیشمندان را گریزان کرده ، برنایان را توان گرفته اند و وطن همیشه سربلند را سرافکنده ساخته اند . پاسخ بیدار ،  دار است و پاسخ رفتار لبریز از فرهنگ ، تفنگ . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چه بی مایگانند آنان که بر تن رنجور و بیمار وطن رجز می خوانند و بر سینه اش نشسته ، سیلی و تازیانه می زنند و فریاد از روی خشم بر ملت می آورند که :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زبان به حق نگشایید که عین حق و حقیقت ماییم . کلام به بیان علم و دانش و فرهنگ باز نکنید که اصل آن عمود تر از هر عمود از آسمان بر ما نازل گردیده است . از تاریخ و تمدن که اصلا سخن نگویید زیرا آن چه را که ما سوزاندیم ، محو تمامی بدیها بود . از عدل و داد سخن نرانید که نمایندگان عدالت خانه و دادگستری الهی هستیم ما . از عدالت و برابری نگویید که هیچ کجا برده را وقیح تر از این نمی توان یافت . از گرسنگی و فقر ننالید که ضد خدا می شوید و از اجر گرسنگی و ثواب آن بی بهره می مانید . از بند نگویید که بند ما افسار تمامی شماست در دست آسمانها . از وطن نگویید که در آیین ما خاک فانیست و معامله آن مجاز  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آزادی می گویی ؟ چه سرکش و عصیانگر شده ای تو که با این پررویی کفر می خوانی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; زبان به مخالفت و نقد می گشایی ؟ مگر نمی دانی زمین را ماموریتی است بر ما تا حکم الهی بگسترانیم و هر آنکه بر آسمانیان و عمل آنان به دیده عقل بنگرد ، دیده و عقلش یکجا برکنیم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هان ای مردم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شما اسیرانید ، شما غنیمتان جنگ حق و کفرید . شما بت پرستان از خدا بی خبرید و نا آگاه از آن که در مکتب خدای ما تنها نمایندگان اویند که آزادند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آنان آزادند بخورند و فربه شوند تا حق و کلام خدا را جاری کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آنان آزادند بیت المال و داریی امت را به آن گونه که صلاح می دانند ببخشند و خرج کنند و تفسیم نمایند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آنان آزادند در بیان کلام خدا در گذشته و حال ، زیرا زبان خدایند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنان آزادند در دادن جان و یا سلب آن از بردگان و غنیمتان و اسرا و ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنان آزادند در بریدن دست و زبان و سر شما که خدای ما به شما عطا فرموده .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اموال و دارایی و وطن و حتی جان شما از آن ماست و ما آزادیم به هر آنکه خود خود خود خداوند امر فرموده ببخشاییم و هر آنچه را ناپاک می دانیم بسوزانیم . پس زبان به کام گیرید که اگر خداوند و روحش از شما آزرده شوند با شما آن خواهیم کرد که با سایر کفار کردیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دروغها که گستراندند را تنها خود باور کردند و ظلم ها که برافروختند دامنگریشان شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میهن امروز ، با برنایان و روشنفکران و مردم مبارزش ، میهن دیروز نیست . خدای امروز نیز ، خدای دیروز نیست و چه مهربان گشته این خدا . گویی فریادهای  دادخواهی ، زمین و آسمان را یکجا درنوردیده ، طبیعت ، انسان ، خدا و جهان به یاری فراخوانده شدند . دماوند مهیاست ، دماوند مهیای اسارت ظالمان است و میهن آبستن زایش فرزندی مبارک به نام آزادی . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=306</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-306.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین بیانیه کمیته همبستگی با دانشجویان زندانی            </title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-305.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;اعلامیه جهانی حقوق بشر ، میثاقی انسانی و جهانشمول است که از حقوق انسان محق ، خودمختار و دارای اراده و اندیشه ای خودبنیاد سرچشمه می گیرد و بازتاب اعتلای اخلاق انسانی است که ارزشهای جهانی را فارغ از عقیده ، دین ، مذهب ، مرز و نژاد پاس می دارد و پرستاری می کند . ایران نیز هرچند از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق بشر است ، اما در نقض آن با کشورهای خود کامه ای در سطح سودان و کره شمالی رقابتی تنگاتنگ دارد . اما این مساله موجب وهن ملت بزرگ ایران است چراکه فرهنگ و تمدن دیرپا و شکوفای ایرانی زادگاه نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان می باشد و رسالتی برای پاسداشت و نگاهبانی از آن و حقوق پایمال شده افراد را بر دوش همه ایرانیان می نهد . &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی از چشم انداز حقوق بشری ، و جریانی که در نیم قرن اخیر ایران ، همواره از گزند تمامیت خواهی برقدرت نشستگان ، آرامش و امنیتی مناسب را تجربه نکرده است دانشگاه و دانشجو به معنای اعم آن می باشد . دانشجو از سویی در برهه ای از زندگانی بسر می برد که آرمانگر است و بی مماشات پی جوی حقوق صنفی و اجتماعی خود و ملتش می باشد ، از دیگر سوی بدلیل آنکه در حلقه تنگ مادی گرایانه وارد نشده ، محافظه کار نگشته و در منظومه قدرت سیاسی اعتبارش در حق گویی و بی طرفی است و چون در مطالباتش پی جوی دستیابی به قدرت سیاسی نیست ، هرگز حقیقت را قربانی مصلحت نگری اجتماعی و سیاسی خویش نمی سازد و بی محابا بر سر ارباب قدرت بانگ حق طلبی را بلند می دارد ، و به این دلیل که پشتیبانی جدی در ساختار قدرت ندارد همواره هزینه های بسیاری را به جان خریده است .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; تاریخ جنبش دانشجویی ایران از بدو تاسیس دانشگاه تا به امروز بیانگر آن است که در برهه های سکوت سنگین استبداد و خفقان ، این دانشجویان بوده اند که آذرخش وار به دامان شب ستم و خودکامگی درآویختند و با جان خویش فروغ و گرما به جامعه بخشیده اند . هنوز ایستادگی های بانوی شعر پارسی ، فریادهای حقطلبانه پروانه دانشجویی و جوشش سه قطره خون اهورایی از آزردگی یادها نکاسته که انقلاب مخوف فرهنگی خیل عظیمی از دانشجویان را از حق تحصیل باز می دارد و هجوم همه جانبه به دانشجو و دانشگاه چنان در دستور کار قرار می گیرد که حوادثی چون کوی دانشگاه و به بند کشیدن آنان بارها و بارها بی محابا از سوی تنگ نظران و قدرتمداران برای فرو بردن کلام حق دانشجو تکرار می گردد و شهیدانی بر شهدای آزادی خواهی و حق طلبان دانشجویی افزون می گردد ، گویی این سلسله خونین و این به بند کشیدن مرغ خوش الحان آزادی و آزادیخواهی را پایانی نیست . این رویدادهای تلخ و ناگوار ، این به بند کشیدن دانشجویان و یاران دبستانی ، این محرومیتهای پی در پی از تحصیل و نادیده گرفتن حقوق بدیهی صنفی و اجتماعی ، ما فعالان دانشجویی و حقوق بشر را بر آن می دارد تا رسالتی را که همواره بر دوش داشته ایم را بصورت جدی پی گرفته و تا حصول نتیجه دست از فعالیت باز نداریم . بنابراین بی آنکه بر معرفی این نهاد یا اعلام موجودیت آن اصرار ورزیم بی مقدمه و در اولین گام گزارش نقض حقوق بشر در عرصه دانشجویی را در دستور کار قرار داده ، و پی جویی های مکرر خود را برای آزادی دانشجویان در بند و بازگشتن  محرومان از تحصیل به دانشگاه ادامه خواهیم داد .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;دانشجویان زندانی &lt;BR&gt;1 - کاظم رضایی ، سجاد بهنام ، احسان هاشمی و بیست دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز در روز سیزده آبان در حمله نیروهای لباس شخصی و گارد ویژه به داخل دانشگاه بازداشت شدند . &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;2- علی اسداللهی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت در روز سیزدهم آبان ماه بازداشت وبه زندان منتقل گردید.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;3-  علی مشمولی از اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی صنعتی اصفهان  توسط نیروهای امنیتی بازداشت و همچنان در زندان بسر می برد .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;4-  علی بیکس دانشجوی رشته جغرافی دانشگاه باکو از روز بیست و سوم خرداد همچنان در زندان اوین بسر می برد .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;5- سعید نورمحمدی و احسان حسین خانی از جمله دانشجویان بازداشت شده در مراسم دعای کمیل همچنان تحت بازداشت قرار دارند .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;6-  افتخار بزرگیان دانشجوی دانشگاه فردوسی بیش از دو ماه است که هنوز در زندان بسر می برد &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;7- علی پرویز و سهیل محمدی ، دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر ، در تاریخ 12/8 و پس از یورش نیروهای امنیتی به منازل آنان بازداشت و به زندان منتقل شدند همچنین وسایل شخصی آنان پس از بازرسی منزلشان ضبط گردید .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که نیمی ازعمر دولت مهرورز را در بند سپری کرده است..&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;میثم احمدی دانشجوی دانشگاه شریف رشته معماری که در 13 آبان بازداشت شده و پس از استعلام از دانشگاه اسم وی به عنوان محروم از تحصیل از طرف اموزش اعلام شده&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;10 – پیمان عارف ، ضیا نبوی و مجید دری ، دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل ماه هاست که در زندان اوین تحت بازداشت قرار دارند .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;11 – سلمان سیما ، دانشجوی دانشگاه آزاد در تاریخ 13/8 توسط نهادهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل گردید .&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;12 – حامد روحی نژاد ، دانشجوی دانشگاه بهشتی از تاریخ 14 اردیبهشت تحت بازداشت می باشد&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;13 – شبنم مدد زاده و روناک صفارزاده دانشجویانی که ماههاست به دلایل واهی در زندان به سر می برند . &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;14 رها ثابت دانشجوی ،هاله روحی و ساسان تقوی از دانشجویانی که بر اساس برنامه یونیسف و با نظارت این سازمان مشغول سواد آموزی در مناطق محروم شیراز بودند در سال86 بازداشت و به 4 سال زندان محکوم شدند. &lt;BR&gt;15- محمد صادقی،نفیسه زارعی کهن و حسن اسدی زید آبادی از اعضای سازمان ادوار که از شب قبل از 13آبان بازداشت شده و خبری از آنها در دست نیست. &lt;BR&gt;و بسیاری ازدانشجویان بی نام و با نشانی که اطلاعاتی از آنها وجود ندارد در بازداشت به سر میبرند و هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 20:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=305</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-305.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-304.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A rel=nofollow name=OLE_LINK5&gt;&lt;/A&gt;&lt;A rel=nofollow name=OLE_LINK2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A rel=nofollow name=OLE_LINK1&gt;&lt;/A&gt;&lt;A rel=nofollow name=OLE_LINK4&gt;&lt;/A&gt;&lt;A rel=nofollow name=OLE_LINK3&gt;&lt;B&gt;بیانیه یکصد و پنجاه و پنج تن از فعالان سیاسی و حقوق بشر&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;دادخواهیم این بیداد را&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; به نام خداوند جان و خرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پس از کودتای رسوای انتخاباتی در دوره دهم ریاست جمهوری و رویدادهای دلخراش و ناگوار پس از آن ، که بانگ مهیب بر زمین خوردن تشت رسوایی کودتا گران به واسطه حماسه وصف ناپذیر ملت ایران ، در تمامی جهان پیچید ، شاهدیم  شمار زیادی از هموطنانمان پس از گذشت ماه ها همچنان ، بند در پای و تازیانه بر گرده در زیر شدید ترین فشارها ، محبوس تمامیت خواهی کودتا گران هستند . آزاد اندیشانی چون احمد زیدآبادی ، عبدالله مومنی ، محمد ملکی ، کیوان صمیمی ، مجید دری و گروه بسیاری از هموطنانمان و همچنین فعالان سیاسی اصلاح طلب از شمار زندانیانی هستند که در شرایطی دشوار بدون آنکه از سوی حاکمیت و قوه قضاییه منسوب آن ، اندک وقعی به حقوق این افراد وجود  داشته باشد ماه هاست به شکل غیر قانونی و در پی دادگاه های نمایشی در زندان بسر می برند .   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیمان عارف دانشجوی نخبه ایران ، نفر سوم کنکور کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، برنده مدال نقره المپیاد فیزیک و مبارزی شناخته شده در جنبش دانشجویی ، تنها به دلیل اعتراض به محرومیت از تحصیل بیش از چهار ماه همراه با سایر بازداشتهای وقایع پس از انتخابات در شرایط بسیار دشوار در زندان بسر می برد. در طول دوران تبلیغات ریاست جمهوری که محمود احمدی نژاد از عدم وجود دانشجوی ستاره دار در برابر دیدگان ملت سخن می راند ، پیمان عارف به همراه بیش از پنجاه دانشجوی سه ستاره و محروم از تحصیل ، همه روزه اعتراض خود را بیان داشت تا سندی دیگر از دروغ پردازیهای کودتاگران برملا گردد . پس از بازداشت وی ، موارد گسترده ای از نقض حقوق بشر نسبت به او اعمال گردید و همواره جدای از قرار گرفتن در سلول انفرادی یخچال ، فشار مضاعف بر وی ادامه یافت وامروز به دلیل همین فشارها و عدم رعایت حقوق بشر ، پیمان عارف برای دومین بار دوچار حمله قلبی گشته و در بیمارستان تحت مراقبتهای ویژه بسر می برد . این شرایط و فشارهای مغایر با اصول اخلاقی و موازین و معاهدات بین المللی که به امضا جمهوری اسلامی در نهادهای بین المللی رسیده است بر روی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی وجود داشته و همواره سبب فجایعی چون از دست رفتن برخی از هموطنان از جمله امیدرضا میرصیافی ، اکبر محمدی ، ابراهیم لطف اللهی و همچنین برخی از بازداشت شدگان رویدادهای اخیر در زندان کهریزک شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ما امضا کنندگان این بیانیه از تمامی فعالان و نهادهای حقوق بشر داخلی و بین المللی و همچنین سازمان عفو بین الملل می خواهیم تا نسبت به وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی بویژه پیمان عارف واکنش نشان داده و دادخواهی ملت ایران را نسبت به فرزندانشان به گوش همگان برسانند و مانع بروز فاجعه ای دیگر گردند و  دگر بار به برقدرت نشستگان هشدار می دهیم که صبر ملت را میزانیست و ادامه این روند و بازداشتهای غیرقانونی تنها بر بحران کنونی حاکم بر آنان می افزاید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابراهیم مرادی / احمد عبدلی / اردشیر لطفیان / امیرحسین گنج بخش / آذر خونانی / آرسن نظریان / آرش عارف زاده / آرمان راد / آرمین راد / آزاده خسروشاهی / آزاده سحر / آسمان مقدم / آسیه امینی / اکرم خیرخواه / آمنه نصر رمزی / آیدا سعادت / آیدا قجر / ایمان افسریان / بهاره علوی / بیژن مشاور / بیژن مهر / پروین اشرفی / پروین اردلان / پروین کهزادی / پریسا کاکایی / پریوش مقدم / پویا عزیزی / پیمان طیب نژاد / ثمانه عابدینی / ثمانه موسوی / جلوه جواهری / حسام فیروزی / حسام نصیری / حسن بهگر / حسن شریعتمداری / حسین علوی /  حمید اکبری / حمید حمیدی / حمیدرضا خادم / حمیدرضا مسیبیان / حمید زنگنه / خدیجه مقدم / رامین آروین / رضا جعفریان /  رضا سیاوشی / رضا عارف زاده /  رضا عزیزی نژاد / رضا نگهداری / رضوان مقدم / رکسانا خلیل الله / روحی شافی / روزیتا شرف جهان / رویا کاشفی / زویا اسکندریان / زینب پیغمبرزاده / سپهر عاطفی / سخاوت علی زاده / سروش جباری /  سعید عبدی / سلماز مقدم / سلمان یزدان پناه / سمیرا جمشیدی / سوسن محمدخانی غیاثوند / سهیلا حقیقت نقش / شاهین سپنتا / شرر کنورتبریزی / شورانگیز داداشی / شیرین فامیلی / شیوا نصر / شیوا نظرآهاری / شیوا نوجو / صادق محمودی / صبا واصفی / صدیقه مقدم / ضیا عبدی پور / طلعت تقی نیا / عالیه مطلب زاده / عطیه یوسفی مقدم / علی اکبر خسروشاهی / علی راکعی / علی غضنفری / علیرضا عزیزی / علیرضا محسنی / عماد صیاد / فاطمه پوراحمد / فاطمه حاجی / فرزاد رمضانی / فرزاد محمودی / فرزین بستجانی / فرشته ترانی / فرشید یاسایی / فرناز کمالی / فروغ سمیع نیا / فرهاد خاتمی / فرهاد یاسایی / فریبا داودی مهاجر / فرید فرهنگ / فرید هاشمی /  فرید یکانی / فیروزه مهاجر / کاملیا کوثری / کاظم فخاریان / کاووس ارجمند / کاوه قاسمی کرمانشاهی / کاوه مظفری / کمال ارس / کورش استکی / کورش دانشیار / کورش صحتی / کوهیار گودرزی /لیلا صحت / محبوبه محبی / محمد اولیایی فرد / محمد برزنجه / محمد شیرزاد / محمد فاطمی / محمد فلاح نیا / محمد قائم مقامی / محمد شوراب / محمدحسین جعفری / محمود جعفری / مرتضی سیمیاری / مرتضی شیرالی /  مرتضی موسوی / مریم حسین خواه / مریم رحمانی / مریم مالک / مژگان ثروتی / مسعود بهنود / مسعود لدنی / مقداد اسلامخواه / منصوره شجاعی / منوچهر قنبری / منیره حاجی / مونت آریانپور / مهتا بردبار / مهدی عمرانی / مهدیه گلرو / مهران براتی / مهرداد مشایخی / مهرنوش اعتمادی / مهشید راستی / نادر تقی زاده / نادر کاکاوند / ناهید توسلی / ناصر محب / نریمان رحیمی / نسرین محب / نسیم خسروی / نگین راستی / نوشابه امیری /  نیما ناصرآبادی / نیره توحیدی / وهاب دوستی دوکشکانی / هرمز چمن آرا / هرمز ممیزی / هوشنگ آریانپور / هوشنگ هوشمند / هیلده تابش / یاور خسروشاهی &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 08:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=304</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-304.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازداشت ولی الله عبدی پور از فعالان ملی در 13 آبان</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-303.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;در پی تجمعات گسترده اعتراضی  در سیزدهم آبان نسبت به انتخابات و رویدادهای پس از آن در چندین شهر از ایران  جمع کثیری از شهروندان توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی بازداشت شدند. از تعداد و هویت بازداشت شدگان و محل نگداری آنان خبر دقیقی در دست نیست اما شواهد نشان از بازداشتهای بسیار گسترده با روشی بسیار خشونت آمیز است که نگرانی های بسیاری در میان خانواده ها و فعالان حقوق بشر ایجاد نموده است . با این حال هرچه از این تجمعات زمان می گذرد هویت برخی از بازداشت شدگان نیز آشکار می گردد . &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ولی الله عبدی پور&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; از فعالان ملی گرا از جمله بازداشت شدگان در شهر تهران می باشد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;  &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 18:50:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=303</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-303.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه چهارده تن از فعالان سیاسی در اعتراض به اعدام و خشونتهای جاری در کشور</title>
<link>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-302.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A name=OLE_LINK1&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;هیچ راهی جز بازگشت به سوی ملت وجود ندارد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;زندان و اعدام مردم را نمی ترساند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به نام خداوند جان و خرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرایند توسعه تمدن بشری، رسیدن به آزادی است؛ آزادی که اصول بنیادین و فراگیر آن در چارچوب حقوق بشر راهنمای تغییرات مسالمت آمیز در زمینه های گوناگون زندگی اجتماعی انسانها شده است. از آن جمله می توان از تلاشهای پیگیر بین المللی برای تعدیل و انسانی کردن اصول حقوق جزا در قوانین داخلی کشورها یاد کرد، که نخستین تجلی آن در رابطه با حذف مجازات اعدام برای نوجوانان زیر هیجده سال است. کودکان و نوجوانان در شمار گروه های آسیب پذیر جامعه بشمار آورده شده اند که نیازمند توجه و حمایت ویژه هستند. بدین معنی که کودک در برابر کردار خود مسئولیتی معادل انسانهای بالغ ندارد و شرایط و قلمرو مسئولیت مدنی یا کیفری نوجوان باید متناسب با رشد فکری و تجربی او و اختیارات او در شکل دادن جامعه ای که عضو آن است باشد. جامعه پیشرفته بین المللی با حذف اعدام نوجوانان پاسخ روشنی به این پرسش ها داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعلامیه حقوق کودک مصوب 1959 و کنوانسیون حقوق کودک 1989 و همچنین ضوابط سازمان ملل در مورد حداقل معیارهای قابل اعمال در دادرسی کودکان (قواعد بیجینک 1985) و رهنمودهای سازمان ملل برای پیش گیری از بزهکاری نوجوانان ( رهنمودهای ریاض 1990) بهترین گواه بر توجه ویژه حقوق بشر معاصر به این موضوع، یعنی لغو و حذف مجازات اعدام نوجوانان است. بسیاری از کشورها بر این مسئولیت انسانی گردن نهاده اند و جمهوری اسلامی نیز در شهریور 1370 کنوانسیون حقوق کودک را امضا و در تیرماه 1373 آن را تصویب کرده است. ولی از آن پس، و بویژه در طی چهار سال گذشته، با اعدام مکرر نوجوانان زیر هیجده سال، نه تنها به نقض تعهدات بین المللی مبادرت ورزیده بلکه، از این لحاظ، رتبه اول کشورهای جهان را نیز کسب کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حالیکه جامعه جهانی در فرایند پیشرفت تمدن بشری، در مقام حذف مجازات اعدام به عنوان خشونتبارترین نوع مجازات برآمده است و در این راستا پروتکل دو میثاق حقوق مدنی و سیاسی حذف اختیاری مجازات اعدام را تجویز کرده، سازمان ملل نیز قطعنامه های متعددی در این راستا صادر و بیش از هفتاد کشور، از جمله برخی کشورهای اسلامی مانند قرقیزستان، ترکیه و اردن، مجازات اعدام را از قوانین کیفری خود حذف نموده اند، جمهوری اسلامی بی اعتنا به تعهدات بین المللی خود و به معیارهای اخلاقی و انسانی حاکم بر تمدن بشری، با بی پروایی به اعدامهای بیشمار و خودسرانه ادامه می دهد و خود را با احراز مقام دوم جهانی، آنهم پس از چین با جمعیتی 17 برابر ایران، در تاریخ خشونتگری یک حکومت علیه شهروندان خود جایگاه ویژه ای برای خود کسب نموده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;افزون بر بی اعتنایی نسبت به تعهدات بین المللی و ملی، سطح شگفت انگیز خشونت حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر اعتراضات برحق و مسالمت آمیز فرهیختگان، نواندیشان، فعالان سیاسی، زنان، دانشجویان، هنرمندان و کارگران جامعه، نشانگر چیرگی فرهنگی در درون حکومت است که بهیچ وجه با سرشت ما ایرانیان همخوانی ندارد. این رفتار که نه تنها درمان بخش رویدادهای پیش آمده نیست، بلکه گسست میان حکومت و مردم را بیش از بیش نمایش داده و چهره مخدوش جمهوری اسلامی را در افکار عمومی جهانی تیره تر ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سوی دیگر، در زمانی که برخی کشورهای در حال توسعه، که فقط چند سال پیش از ما عقب افتاده تر و فقیرتر بوده اند، به جرگه کشورهای پیشرفته می پیوندند و در تصمیم گیری های جهانی در چارچوب گروه بیست شرکت داده می شوند، کشور ایران با تمام منابع غنی، درآمد سرشار و امکانات طبیعی و اجتماعی، به ویژه جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونمی خود، هنوز در زمره کشورهای در حال توسعه عقب افتاده تر از پیش باقی مانده و با مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی و نابسامانی های خارجی دست به گریبان است. فضای نظامی امنیتی حاکم بر جامعه موجب تشدید نارسایی های مورد بحث شده، ابهامات و ندانم بکاریها و ستیزگری های نابخردانه در سیاست خارجی سبب گردیده که نه تنها کشور هزینه های سنگین ناشی از آن را متحمل شود، بلکه فرصت های پیش آمده را یکی پس از دیگری از دست بدهد و به منظور خنثی نمودن فشارها و محدودیت های وارده از سوی جامعه جهانی باجهای سنگین تری به این یا آن قدرت بدهد و در نتیجه قدرت مانور و آزادی عمل خود را بشدت محدود سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدیهی است که برای رفع دشواری هایی که مردم ایران سی سال است با آن دست به گریبان بوده و اکنون حاکمیت را هم در بن بستی بس خطرناک گرفتار ساخته است، هیچ راهی جز بازگشت بسوی ملت و پذیرش خواستهای مردم که محترم شمردن آزادی های اساسی و پایبندی به حاکمیت ملی و قانون وجود ندارد. بی تردید، نخستین گام در این راه، آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام و قوانین غیر انسانی و محدود کننده حقوق شهروندی و بالاخره استقرار نظام مردم سالار عاری از هرگونه تبعیض، و رفع و نفی هرگونه مبانی قدسیه در رابطه با اداره امور کشور و جامعه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما هشدار می دهیم که هیچ راهی بجز تمکین به خواست مردم در یک تفاهم مسالمت آمیز و خردمندانه در پیش رو نیست. فقط در این صورت است که می توان به جلوگیری از فاجعه ملی پیش رو و جبران توقفهای پیش آمده و خیزش بسوی جلو امیدوار بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عباس امیرانتظام، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، علی حاج قاسمعلی، حمیدرضا خادم، محمدعلی دادخواه، جمال درودی، آرش رحمانی، اشکان رضوی، کورش زعیم، خسرو سیف، حشمت الله طبرزدی، حسین مجتهدی، علی اکبر معین فر. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 05:31:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrezakhadem&amp;postid=302</comments>
<dc:creator>hamidrezakhadem</dc:creator>
<guid>http://hamidrezakhadem.blogfa.com/post-302.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
